«نیلوفری که آزاد رست» با تنظیم و گردآوری محسن میرکلایی توسط نشر دریچه منتشر شد. این کتاب درباره فعالیت‌های زنده‌یاد محمود مشرف آزاد تهرانی در حوزه ادبیات است.

نیلوفری که آزاد رست محسن میرکلایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «نیلوفری که آزاد رست» به تنظیم و گردآوری محسن میرکلایی، با شمارگان ۵۵۰ نسخه، ۴۳۸ صفحه و بهای ۱۲۰ هزار تومان توسط نشر دریچه منتشر شد.

کتاب حاضر که در پنج فصل تدوین شده است به فعالیت‌های زنده‌یاد محمود مشرف آزاد تهرانی در حوزه ادبیات پرداخته است. عناوین فصل‌های کتاب به ترتیب از این قرار است: «م.آزاد از نگاه م.آزاد»، «م.آزاد از نگاه دیگران»، «دیگران از نگاه م.آزاد»، «گفت‌وگوها» و «بخشی از ترجمه‌های مهجور مانده این شاعر، منتقد و مترجم معاصر».

محسن میرکلایی در بخشی از مقدمه این کتاب درباره م.آزاد نوشته است:

«اهمیتِ حضور ادبی م.آزاد تنها منوط به شعر نیمایی و بزرگسال نمی‌شود. بسیاری از کتاب‌های او در زمینه‌ کودکان و نوجوان ستایش برانگیزند. از بازسرایی و بازآفرینی شعرهای کهن مانند فردوسی به زبان کودکان گرفته تا متل‌ها و ضرب‌المثل‌های فارسی که به نحو ادبی و داستانی به مخاطب کودک و نوجوان شناسانده شده است. مقالات فراوانی از م.آزاد و نیز درباره او در نشریات معتبر (مانند آرش، فردوسی، سخن، آدینه، و ...) در دهه‌های گوناگون به ویژه دهه چهل و پنجاه خورشیدی منتشر شده‌اند.»

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...