گسکل بر خلاف موج رایج زمانه‌ خویش می‌نوشت | ایبنا


ثمین نبی‌پور گفت: «الیزابت گسکل نویسنده‌ای است که بر خلافِ موجِ رایج زمانه‌ خویش می‌نوشت. او در آثارش، به‌ویژه در شمال و جنوب، شخصیتی فراتر از کلیشه‌های قرن‌ هجدهم و نوزدهم انگلیس خلق کرده: مارگارت هِیل دختری است که تنها هدفش در زندگی را ازدواج با مردی ثروتمند نمی‌بیند، او نسبت به بی‌عدالتی‌های اجتماعی ساکت و ساکن نمی‌نشیند، از بیان باورها و انتقادهایش هراسی ندارد، با کارگران دوستی می‌کند، در برابر اربابان زورگو سرکش است.»

شمال و جنوب» [North and South] نوشته الیزابت گسکل [Gaskell, Elizabeth Cleghorn]

رمان «شمال و جنوب» [North and South] نوشته الیزابت گسکل [Elizabeth Gaskell] به تازگی با ترجمه ثمین نبی‌پور توسط انتشارات افق به بازار کتاب عرضه شده است. این رمان قبل‌تر با ترجمه سارا خراعی توسط انتشارات گل آفتاب نیز منتشر شده است. الیزابت گسکل از نویسندگان زن انگلیسی در دوران ویکتوریا است که در رمان‌ها و داستان‌های کوتاه‌اش زندگی اجتماعی به زندگی فردی گره می‌خورد. گسکل چگونگی زندگی اجتماعی را در دورانی که در آن می‌زیسته، به شکلی مستندگون در آثارش ثبت کرده است. رمان «شمال و جنوب» تمام ویژگی یک اثر کلاسیک را دارد و رمانی اجتماعی محسوب می‌شود که در آن به طبقات مختلف اجتماعی توجه شده است. قهرمان اصلی این رمان الیزابت هیل خود نماد زنی تابوشکن است که در برابر ارزش‌های غالب جامعه سر خم نمی‌کند. در ادامه گفت‌وگوی ایبنا را با ثمین نبی‌پور می‌خوانید:

در ابتدا درباره سری آثار کلاسیک نشر افق توضیح بدهید. معیار انتخاب این آثار برای سری کلاسیک چیست و همچنین فرایند انتخاب رمان «شمال و جنوب» به چه شکل بود؟
در نشر افق و به‌صورت هم‌زمان، سه مجموعه از آثار کلاسیک منتشر می‌شود: افق‌کلاسیک، رمان‌های جاویدان جهان وعاشقانه‌های کلاسیک. این کتاب از مجموعه‌ افق‌کلاسیک است. در این مجموعه، تک‌رمان‌هایی درخشان از آثار نویسندگان کلاسیک انتخاب می‌شود که تأثیری انکارناپذیر بر بدنه‌ ادبیات جهان داشته‌اند. این آثار برای کتابخوان‌ها و دوستداران جوان وبزرگسال ادبیات مناسب‌اند و در انتخاب عناوین، محدودیتی در نظر گرفته نشده است.

درباره‌ انتخاب «شمال و جنوب» اثر الیزابت گسکل باید بگویم سال‌ها پیش از آقای رضا رضایی، مترجم صاحب‌نام ادبیات کلاسیک، شنیده بودم گسکل از مهم‌ترین نویسندگان انگلیسی است و وقتی اولین بار این کتاب را به زبان انگلیسی خواندم، مجذوب شهامت و چیره‌دستی نویسنده شدم. این عنوان را با مسئول کتاب‌های بزرگسال افق مطرح کردم و پس از بررسی‌های نشر و پذیرش این پیشنهاد، ترجمه را شروع کردم.

مارگارت هیل‌ زنی است که به ارزش‌های ثابت جامعه و زمانه خویش نه می‌گوید و به نوعی در رفتار فردی و اجتماعی خود دست به تابوشکنی می‌زند. به نظرتان چه عواملی این شخصیت را در جایگاه یکی از مهم‌ترین قهرمان زن کلاسیک در ادبیات انگلیسی قرار می‌دهد؟
البته الیزابت هِیل در بسیاری موارد چاره‌ای ندارد جز پذیرش هنجارها و سنت‌های جامعه‌ خود. بااین‌وجود، او دختری بی‌باک واندیشمند است؛ ارزش‌های اخلاقی خود را بر رفاه شخصی و آسایش لحظه‌ای ارجح می‌داند؛ از بیان باورهای خودش هراسی ندارد و سکوت در برابر زورگویی و قلدری را تاب نمی‌آورد. الیزابت برتری‌های طبقاتی در جامعه‌ سنتی قرن نوزدهم در انگلستان را بی‌اساس می‌بیند و معتقد است همه‌ انسان‌ها باید از کرامت و فرصت‌های برابر بهره‌مند باشند. او خانه‌نشینی و بی‌عملی رایج آن‌سال‌ها برای دختران جوان را عقلانی نمی‌داند و زندگی را با همه‌ تلخی‌ها و شیرینی‌هایش ستایش می‌کند و از فرصت زنده‌بودن، شادمان است. علاوه بر این، او انسان‌ها را به خودی خود ارزشمند می‌بیند و برایش مهم نیست کی کارگر است و کی ارباب.

در این اثر، اهمیت بسیاری نیز به مفهوم خانواده و روابط خانوادگی داده شده است. می‌بینیم که چطور مارگارت برای آسایش خانواده‌اش خود را به آب و آتش می‌زند و حتی در خطرِ رسوایی قرار می‌گیرد. یا اینکه چطور جان تورنتون از سنین پایین، برای رفاه خواهر و مادرش دست به هر کاری می‌زند. از طرف دیگر، گسکل به‌خوبی نشان می‌دهد که این پیوندهای خانوادگی در خانواده‌های کارگران را نیز به قوت خود باقی است و در یک کلام، به خواننده‌ خود می‌گوید ثروت مهم نیست؛ آنچه برای همه‌ ما ارزشمندترین دارایی‌مان محسوب می‌شود، خانواده و ارزش‌هایی مثل همدلی و نوع‌دوستی است.

شمال و جنوب گسکل در گفت‌وگو با ثمین نبی‌پور

رمان «شمال و جنوب» جزو مهم‌ترین کارهای الیزابت گسکل‌ است. درباره سبک روایتی که گسکل‌ در «شمال و جنوب» به کار گرفته، بیشتر توضیح دهید. چه عواملی کار او را متفاوت از بقیه آثار هم‌نسلانش می‌کند؟

الیزابت گسکل نویسنده‌ای است که بر خلافِ موجِ رایج زمانه‌ خویش می‌نوشت. او در آثارش، به‌ویژه در شمال و جنوب،شخصیتی فراتر از کلیشه‌های قرن‌ هجدهم و نوزدهم انگلیس خلق کرده: مارگارت هِیل دختری است که تنها هدفش در زندگی را ازدواج با مردی ثروتمند نمی‌بیند، او نسبت به بی‌عدالتی‌های اجتماعی ساکت و ساکن نمی‌نشیند، از بیان باورها و انتقادهایش هراسی ندارد، با کارگران دوستی می‌کند، در برابر اربابان زورگو سرکش است.

گسکل با شجاعتِ تمام اثری نوشته که برای تمام دوران، تابوشکنی‌های بسیاری دارد. قلم تند و تیز او، برخی از ماندگارترین دیالوگ‌های به‌جامانده از قرن نوزدهم را خلق کرده است. علاوه بر این‌ها، گسکل در روایت از جمله‌های طولانی و ساختارهای پیچیده برای بیانِ درگیری‌های ذهنی و اجتماعی شخصیت‌های خود استفاده می‌کند. او توانسته سطح سواد و طبقه‌ اجتماعی شخصیت‌هایش را با نوعِ گفتار آن‌ها به‌خوبی نشان دهد. تقریباً هیچ کدام از شخصیت‌های شمال و جنوب، دستورزبان و دایره‌ لغاتی مشابه ندارند: الیزابت و پدرش به‌وضوح از نظر آگاهی و روشن‌فکری برتر از بقیه‌اند؛ نیکولاس، بسی و دیگر کارگرهای کتاب نه‌تنها ساده حرف می‌زنند، بلکه در مواردی اشتباه‌هایی هم در جمله‌بندی خود دارند. جان تورنتون و مادرش زبانی تندوتیز اما به‌نسبت ساده دارند. پس گسکل توانسته به‌خوبی لایه‌های زبانی را برای پرورش جنبه‌ دیگری از شخصیت‌هایش به کار گیرد.

در نهایت، شمال و جنوبِ الیزابت گسکل، رمانی اجتماعی است که پودِ اختلاف طبقاتی، انقلاب صنعتی و برابری اجتماعی را با تارِ عشق در هم می‌تند و از این منظر، یکی از شریف‌ترین آثارِ ادبیات انگلیسی‌زبان در قرن نوزدهم به شمار می‌آید.

در این رمان به انقلاب صنعتی به شکل ویژه‌ای پرداخته شده است. در سرتاسر «شمال و جنوب» دغدغه‌های اجتماعی نویسنده قابل‌بررسی است. اساسا گسکل‌ چگونه دغدغه‌های فردی شخصیت‌ها را با دغدغه‌های اجتماعی دوران خودش پیوند می‌دهد؟
انقلاب صنعتی درواقع، گذار از فرآیندهای سنتی تولید به‌سوی کارخانه‌های مجهز، دستگاه‌های پُربازده، بیکاری گسترده‌ کارگران، فقر طبقاتِ پایین‌دست اجتماع، شکل‌گیری فرهنگ اربابانِ صنعتی، اتحادیه‌های کارگری و اعتصاب است. این انقلاب درواقع نقطه‌عطفی در تاریخ جهان است. به‌وضوح روشن است که الیزابت گسکل ذهنی پویا و پرسش‌گر داشته. او برای نوشتن کتاب تحقیقات بسیاری انجام داده و از مشورت نویسندگانی ازجمله چارلز دیکنز هم بهره برده است. او در جایی از نامه‌‌هایش برای خواهرش اشاره دارد که برایش مهم است این بار به مسئله‌ صنعتی‌شدن، از نگاه کارگرها بنگرد؛ کارگرهایی که ناگهان زندگی خود را دستخوش تغییر می‌دیدند. ارباب‌ها قدرتمندتر شدند و کارگرها، مظلوم‌تر. باید در نظر داشته باشیم که این رمان متعلق به قرن نوزدهم است؛ زمانی که زنانِ نویسنده بیشتر درگیر توصیف تور لباس آن دختر اشرافی و نگاهِ عاشقانه‌ این اشراف‌زاده‌ درباری بودند؛ اما گسکل با صداقتی میخکوب‌کننده حتی از مرگِ کودکان در کارخانه‌ها و پای دستگاه‌ها و ماشین‌ها گفته. این نشان می‌دهد که او گرچه در شمال و جنوب، دو قهرمان دارد که سرآخر عشق پیوندشان می‌دهد؛ ولی دغدغه‌ اصلی‌اش این بوده که تصویری شفاف و بی‌تعارف از ستمی بدهد که در انگلستانِ پس از انقلاب صنعتی به کارگران می‌رفته است.

و در آخر در ترجمه این رمان با چه چالش‌هایی روبه‌رو بودید و درباره کارهایی که در آینده از شما منتشر خواهند شد، به ما بگویید.
ترجمه‌ این رمان برای تجربه‌ بسیار جذاب و درعین‌حال، چالش‌برانگیزی بود. موارد بسیاری بود که فکر کردم به پانویس احتیاج دارند، مخصوصاً رخدادهای تاریخی، شخصیت‌های مهم و اشاره‌هایی که گسکل در ابتدای هر فصل ذکر کرده بود. مواردی هم بود که به زبان ایتالیایی یا فرانسوی یا لاتین بودند و مطمئن‌شدن از صحت ترجمه‌ این بخش‌ها، برایم خیلی مهم بود. برای همین، با متخصصان این زمینه مشورت می‌کردم. علاوه بر این‌ها، نثر خاص الیزابت گسکل هم بود که تمام سعی‌ام را کردم با وفاداری به او، متن مناسب با معیارهای فارسی صحیح هماهنگ باشد. البته این اولین و تنها ترجمه از این کتاب به فارسی نیست و در سال ۱۳۹۵،خانم سارا خزایی نیز این اثر را ترجمه کرده بودند. ترجمه‌ شمال و جنوب برای من یک کلاس درس واقعی بود.

کارهای آینده در این لحظه، جلد دوم رمان «از زمین تا ماه» اثر ژول ورن است به نام «سفری به دور ماه». این دو کتاب بیشتر درقالب یک اثر خلاصه و به نام «سفری به ماه» شناخته می‌شوند. جلد اول یعنی «از زمین تا ماه» ابتدای سال ۱۴۰۰ منتشر شد. کتاب بعدی یکی از کتاب‌های مجموعه‌ میراث استاین‌بک در نشر افق است، به نام «جام زرین». البته پروژه‌های دیگری هم هستند مثلا ترجمه‌ یکی دو کتاب برای نوجوانان.

رمان «شمال و جنوب» نوشته الیزابت گسکل با ترجمه ثمین نبی‌پور توسط انتشارات افق در 696 صفحه و با قیمت 95‌هزارتومان به چاپ رسیده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

پس از ۲۰ سال به موطن­‌شان بر می­‌گردند... خود را از همه چیز بیگانه احساس می‌­کنند. گذشت روزگار در بستر مهاجرت دیار آشنا را هم برای آنها بیگانه ساخته است. ایرنا که که با دل آکنده از غم و غصه برگشته، از دوستانش انتظار دارد که از درد و رنج مهاجرت از او بپرسند، تا او ناگفته‌­هایش را بگوید که در عالم مهاجرت از فرط تنهایی نتوانسته است به کسی بگوید. اما دوستانش دلزده از یک چنین پرسش­‌هایی هستند ...
ما نباید از سوژه مدرن یک اسطوره بسازیم. سوژه مدرن یک آدم معمولی است، مثل همه ما. نه فیلسوف است، نه فرشته، و نه حتی بی‌خرده شیشه و «نایس». دقیقه‌به‌دقیقه می‌شود مچش را گرفت که تو به‌عنوان سوژه با خودت همگن نیستی تا چه رسد به اینکه یکی باشی. مسیرش را هم با آزمون‌وخطا پیدا می‌کند. دانش و جهل دارد، بلدی و نابلدی دارد... سوژه مدرن دنبال «درخورترسازی جهان» است، و نه «درخورسازی» یک‌بار و برای همیشه ...
همه انسان‌ها عناصری از روباه و خارپشت در خود دارند و همین تمثالی از شکافِ انسانیت است. «ما موجودات دوپاره‌ای هستیم و یا باید ناکامل بودن دانشمان را بپذیریم، یا به یقین و حقیقت بچسبیم. از میان ما، تنها بااراده‌ترین‌ها به آنچه روباه می‌داند راضی نخواهند بود و یقینِ خارپشت را رها نخواهند کرد‌»... عظمت خارپشت در این است که محدودیت‌ها را نمی‌پذیرد و به واقعیت تن نمی‌دهد ...
در کشورهای دموکراتیک دولت‌ها به‌طور معمول از آموزش به عنوان عاملی ثبات‌بخش حمایت می‌کنند، در صورتی که رژیم‌های خودکامه آموزش را همچون تهدیدی برای پایه‌های حکومت خود می‌دانند... نظام‌های اقتدارگرای موجود از اصول دموکراسی برای حفظ موجودیت خود استفاده می‌کنند... آنها نه دموکراسی را برقرار می‌کنند و نه به‌طور منظم به سرکوب آشکار متوسل می‌شوند، بلکه با برگزاری انتخابات دوره‌ای، سعی می‌کنند حداقل ظواهر مشروعیت دموکراتیک را به دست آورند ...
نخستین، بلندترین و بهترین رمان پلیسی مدرن انگلیسی... سنگِ ماه، در واقع، الماسی زردرنگ و نصب‌شده بر پیشانی یک صنمِ هندی با نام الاهه ماه است... حین لشکرکشی ارتش بریتانیا به شهر سرینگاپاتام هند و غارت خزانه حاکم شهر به وسیله هفت ژنرال انگلیسی به سرقت رفته و پس از انتقال به انگلستان، قرار است بر اساس وصیت‌نامه‌ای مکتوب، به دخترِ یکی از اعیان شهر برسد ...