همزمان با شب چله و روز ملی قصه‌گویی کتاب «یاد شهرزاد» در ستایش قصه‌ها و قصه‌گویان منتشر شد.

یاد شهرزاد سیدعلی کاشفی خوانساری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در این کتاب که توسط سیدعلی کاشفی خوانساری گردآمده، ۴۰ چهره فرهنگی خاطراتی درباره هنر و سنت قصه‌گویی نوشته‌اند.

در معرفی این کتاب عنوان شده است: یاد شهرزاد از مجموعه «مطالعات قصه‌گویی شهرزاد» شامل یادداشت‌هایی از منوچهر سلیمی، قصه‌پژوه، محمدحسن راستگو، قصه‌گو و محمدسرور رجایی، نویسنده افغانستانی است که متاسفانه در زمان انتشار کتاب در میان ما نیستند.

در این کتاب آثاری از نویسندگان ادبیات کودک همچون نوش‌آفرین انصاری، غلامرضا امامی، مصطفی رحماندوست، افسانه شعبان‌نژاد، جعفر ابراهیمی شاهد، اسدالله شعبانی، محمدرضا شمس، جواد محقق، عباس جهانگیریان و ... در کنار یادداشت‌های هنرمندانی چون احترام برومند، داوود کیانیان، مهنوش مشیری، گیتی خامنه، نصرالله حدادی و ... دیده می‌شود. برخی از نویسندگان این یادداشت‌ها در کشورهای افغانستان، ترکیه، نروژ و همچنین شهرهایی چون مشهد، قم، تبریز، بجنورد و کیش سکونت دارند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...