در آستانه زادروز استاد فقید آواز ایران، محمدرضا شجریان، کتابی که دو سال پیش به ایشان تقدیم شده، تجدید چاپ شد.

شعر سایه در موسیقی ایرانی مهدی فیروزیان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «شعر سایه در موسیقی ایرانی» نوشته مهدی فیروزیان دومین جلد از طرحی پژوهشی است که پیش از این، جلد نخست آن با نام «موسیقی ایرانی در شعر سایه» چاپ شده و به‌زودی جلد سوم آن نیز با عنوان «گل‌های تازه» (نقد و بررسی برنامه‌ای رادیویی به همین نام با طراحی و مدیریت هوشنگ ابتهاج) منتشر خواهد شد.

موضوع اصلی کتاب «شعر سایه در موسیقی ایرانی»، شناسایی، نقد و بررسی آثاری است که آهنگ‌سازان و خوانندگان در طول نیم‌قرن با شعرهای هوشنگ ابتهاج (سایه) پدید آورده‌اند. با توجه به اینکه برخی از آثار موسیقایی مذکور در زمان مدیریت سایه بر بخش موسیقی رادیو ایران ساخته و پخش شده، نویسنده با بررسی میدانی و گفت‌وگوهای چندساله با هوشنگ ابتهاج توانسته به اطلاعات دست اولی درباره چند و چون پدید آمدن این آثار (توسط استادانی چون جواد معروفی، عبدالوهاب شهیدی، همایون خرم، نادر گلچین، محمدرضا شجریان، فریدون شهبازیان، محمدرضا لطفی، شهرام ناظری، حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و...) دست یابد و از این اطلاعات در نگارش طرح پژوهشی خود بهره ببرد.

نقد و تحلیل اشعار سایه بخش دیگری از این کتاب را به خود اختصاص داده است.

فیروزیان همچنین در این کتاب، علاوه بر وصف ملاک‌های انتخاب شعر در موسیقی و ویژگی‌های اشعار مناسب برای تصنیف و آواز، نکات مختلفی را در مورد تلفیق صحیح و علمی شعر و موسیقی، با ذکر موارد لغزش آهنگ‌سازان و خوانندگان، مطرح کرده است که می‌تواند راهنمایی برای دوستداران پیوند شعر و موسیقی باشد.

این کتاب را انتشارات هنر موسیقی، با تغییراتی مختصر نسبت به چاپ اول، در ۶۴۰ صفحه با قیمت ۱۴۰ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...