کوین جرد حسین [Kevin Jared Hosein] برای خلق رمان «ارواح گرسنه» [Hungry Ghosts] به عنوان برنده جایزه والتر اسکات ۲۰۲۴ [walter scott prize 2024] انتخاب شد.

کوین جرد حسین [Kevin Jared Hosein] ارواح گرسنه» [Hungry Ghosts]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «ارواح گرسنه» داستان جوامع هندوی به حاشیه رانده شده در ترینیداد در دهه ۱۹۴۰ را روایت می‌کند.

اثری که برنده این جایزه که به داستان‌های تاریخی اهدا می‌شود شده، به قول نویسنده درباره زمانی است که حکومت استعماری بریتانیا در حال از بین رفتن بود و ترینیداد شروع به تولد دوباره می‌کرد.

هیات داوران جایزه مورد اشاره شامل کرستی وارک، جیمز ناتی، الیزابت لایرد، سارا شاه و جیمز هالووی که به ریاست کیتی گرانت برنده را انتخاب کردند از این کتاب چنین تجلیل کردند: «ارواح گرسنه» به شیوه‌ای بسیار تخیلی، سرراست و قانع‌کننده، ما را در آشفتگی زندگی مخاطره‌آمیز در دل سرسبزی درخشان طبیعت دهه ۱۹۴۰ ترینیداد، فرو می‌برد.

کوین جرد حسین در ترینیداد و توباگو زندگی می‌کند و بیش از یک دهه به عنوان معلم زیست شناسی دبیرستان کار کرد. او پیش از این ۲ رمان نوشته و سال ۲۰۱۸ جایزه داستان کوتاه مشترک‌المنافع را کسب کرده است. وی که برای مراسم معرفی برنده به اسکاتلند سفر کرد، گفت احساس می‌کنم که دارم رویاهای اجدادم را وقتی حدود ۲ قرن پیش برای اولین بار از هند؛ از آن دریاهای تاریک عبور کردند، برآورده می‌کنم.

این نویسنده دیروز ۱۳ ژوئن در جشنواره کتاب مرزی در ملروز توسط نوه والتر اسکات، متیو ماکسول اسکات، جایزه خود را دریافت کرد.

۵ کتابی دیگری که به عنوان فینالیست برای دریافت این جایزه ۲۵ هزار پوندی انتخاب شده بودند شامل «زندگی جدید» تام کرو، «خانه پدری من» جوزف اوکانر، «به سمت مناطق میانی» کای توماس، «مطلق و برای همیشه» رز ترمین و «خانه درها» تان توان اینگ بود.

والتر اسکات ۲۰۲۴

کتاب‌هایی که در این رقابت شرکت می‌کنند باید به زبان انگلیسی نوشته شده باشند، به دوره بیش از ۶۰ سال پیش مربوط باشند و در سال پیش در بریتانیا، ایرلند یا کشورهای مشترک المنافع منتشر شده باشند. جایزه والتر اسکات که برای تجلیل از داستان‌های تاریخی اهدا می‌شود یک جایزه ادبی است که سال ۲۰۰۹ تاسیس شده و به عنوان یکی از بزرگترین جوایز ادبی بریتانیا شناخته می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...