آماندا لوری [Amanda Lohrey] نویسنده استرالیایی با هشتمین رمان خود تحت عنوان «هزارتو» [The Labyrinth] موفق شد جایزه 80 هزار دلاری نخست‌وزیر این کشور (PMLA) را به دست آورد.

آماندا لوری [Amanda Lohrey] هزارتو» [The Labyrinth]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، آماندا لوری به خاطر نوشتن رمان «هزارتو» پیش از این برنده چندین جایزه معتبر ادبی در استرالیا و دیگر کشورهای انگلیسی زبان شده بود. از جمله این جوایز می‌توان به جایزه ادبی «مایلز فرانکلین» در سال 2021 اشاره کرد.

هیئت داوران جایزه ادبی نخست وزیر استرالیا این رمان را دارای جذابیتی عجیب و دارای هیجان عمیق توصیف کردند که با هنرمندی و مهارت نوشتاری خاصی نگاشته شده است. آنها در بیانیه اعلام نفر برنده جایزه امسال نخست وزیر استرالیا گفتند: رمان نوشته شده توسط لوری مخاطبان بسیاری از تمام قشرهای سنی را جذب کرده است.

در بیانیه هیئت داوران آمده است: «داستان لوری در این رمان به هیچ وجه تنها برای تفریح و سرگرمی نوشته نشده است و هدف متعالی این نویسنده 74 ساله اهل تاسمانی چیزی شبیه کارهای هنری است. او به خوبی هدف خود را در بیان احساسات شخصیت‌های داستان تشخیص داده و توانسته به خوبی شکل و قالب داستان بدون تقلید از داستان‌های دیگر روایت کند. »

ماجرای اصلی رمان درباره زنی به نام «اریکا مارسدن» است که پسرش به خاطر اتهام به قتل به زندان افتاده است. او مجبور است برای نزدیک شدن به پسرش به شهری کوچک در جنوب شرق ولز مهاجرت کند و برای اینکه بتواند از افسردگی خارج شود هزارتویی ساخته است که دنیای خودش را زندگی کند.

مراسم اعطای جایزه در دانشگاه شهر سیدنی برگزار شد ولی لوری خودش حاضر نبود و نماینده او جایزه را از هیئت داوران دریافت کرد. وی در پیامی مکتوب برای مراسم جایزه نخست وزیر این کشور گفت: باعث افتخار من است که این جایزه را دریافت کرده‌ام. قدیمی‌ترین دانشگاه استرالیا این جایزه را هر سال برگزار می‌کند و امیدوارم این جایزه بتواند برای کشورهای دیگر هم شناخته شود.»

جایزه کتاب مستند نخست وزیر استرالیا نیز در سال 2021 به «کوانتین اسپراگ» به خاطر کتاب «هنرمند ناشناس: زندگی در کنار نقاشی» رسید. جایزه کتاب شعر نیز به «استفان ادگار» برای مجموعه شعر جدیدش با عنوان «عجیب‌ترین مکان» رسید. «گریس کارسکنز» استاد دانشگاه نیوولز نیز توانست جایزه کتاب تاریخی نخست وزیر استرالیا را به خاطر نوشتن کتاب «مردم رودخانه» دریافت کند.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...