رمان «یاغی» [Rebel : a Legend novel] به‌عنوان چهارمین‌جلد از مجموعه «اسطوره» نوشته مری لو [Marie Lu] با ترجمه فاطمه سعیدی توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شد.

یاغی» [Rebel : a Legend novel] اسطوره» نوشته مری لو [Marie Lu]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب چهارمین‌جلد از مجموعه «اسطوره» است که این‌ناشر ترجمه‌اش را چاپ می‌کند.

داستان این‌مجموعه از این‌قرار است که جایی که زمانی غرب ایالات متحده‌ی آمریکا محسوب می‌شده، حالا پایتخت یک جمهوری‌ و کشوری شده و پیوسته با همسایگانش جنگ دارد. جون پانزده‌ساله یکی از شخصیت‌های اصلی این‌مجموعه که در خانواده‌ای برتر و یکی از ثروتمندترین مناطق این‌جمهوری به دنیا آمده، اعجوبه‌ای است که از بچگی برای موفقیت در بالاترین درجات نظامی آماده شده است. شخصیت دیگر قصه، دی پانزده ساله است که در منطقه‌ فقیرنشین کشور به دنیا آمده و از هر مجرمی در کشور بیشتر تحت تعقیب است. اما خواسته‌هایش از آن چه که به نظر می‌رسد، خیرخواهانه‌ترند.

جون و دی که در دو دنیای کاملاً متفاوت بزرگ شده‌اند، تا روزی که برادر جون متیاس، کشته شده و دی به عنوان متهم اصلی این‌جرم شناسایی شود، هیچ‌دلیلی برای مواجه شدن با یکدیگر ندارند.

در ادامه قصه دی برای نجات خانواده‌اش تلاش می‌کند و جون به دنبال گرفتن انتقام متیاس است. اما در گذر زمان، این دو متوجه می‌شوند حقیقتی ترسناک باعث رسیدنشان به همدیگر شده و کشورشان حاضر است برای محافظت از رازهایش کارهای بسیاری کند...

یاغی به‌عنوان چهارمین جلد این‌مجموعه، به‌تازگی با ۴۴۰ صفحه و قیمت ۷۷ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...