آنا لوئیزا امرال [ana luisa amaral] شاعر و نویسنده پرتغالی برنده جایزه کتاب سال اسپانیا[Spain's Book of the Year] در سال 2020 شد.

آنا لوئیزا امرال [ana luisa amaral]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، اتحادیه کتابفروشان مادرید مجموعه «آنچه در یک نام است» [What's in a name] را به عنوان بهترین مجموعه شعر منتشر شده در اسپانیا در سال 2020 معرفی کردند.

هیئت اسپانیایی داوران جایزه کتاب سال اسپانیا درباره اثر برگزیده گفت: «در این زمانه پرآشوب تردید و اضطراب که ما زندگی می‌کنیم بین دیوارها و پنجره‌ها، شعر آنا لوئیزا امرال به ما در این محله گرم و آشنا که بین دو کشور اسپانیا و پرتغال قرار دارد خوشامد می‌گوید و نام‌ها و کلماتی را در زبانی به ما هدیه می‌دهد که آن را بیگانه می‌نامیم اما بیگانه نیستند. به او تبریک می‌گوییم و از او سپاسگزاریم.»

این اطلاعیه در وب‌سایت Gremio de Librerías به عنوان بخشی از رویداد سالانه‌ای که بهترین اثر داستانی، مقاله، شعر، و کمیک منتشر شده در اسپانیا را معرفی و تحسین می‌کند آمده است. هیئت داوران هم‌چنین از خوان خوشه میلیاس، نویسنده کتاب «اجازه ندهید کسی بخوابد» که جایزه افسانه را در سال 2020 دریافت کرد تقدیر کردند.

ناشر پرتغالی درباره مجموعه شعر «آن‌چه در یک نام است» که علاوه بر زبان اسپانیایی و پرتغالی از سوی انتشارات New Directions به زبان انگلیسی هم منتشر شده گفت این مجموعه بیان دوگانگی و ناهمخوانی روابطی است که شعر همواره بین یک چیز (جهان) و بیان و ذکر نام آن زیسته است. او همچنین به تعدد و چندگانگی معنا در این اثر اشاره کرد.

آنا لوئیزا امرال، نویسنده‌ و شاعری با ابعاد گوناگون و روحیه‌ای خستگی‌ناپذیر است که اغلب او را با امیلی دیکنسون و نیز ویسواوا شیمبورسکا، نویسنده لهستانی برنده نوبل ادبیات در سال1996 مقایسه می‌کنند.

امرال که 64 ساله است مقاله‌نویس نمایشنامه‌نویس و مترجم نیز است و دستی در نوشتن کتاب‌های کوک هم دارد. او همچنین استاد ادبیات و فرهنگ انگلیسی و امریکایی در دانشکده هنر دانشگاه پورتو در کشور پرتغال بوده و دارای دکترای شعر و مطالعات فمینیسم است.

آثار خارق‌العاده او تاکنون به چندین زبان ترجمه و در چند کشور منتشر شده‌اند که جوایز متعددی را چون جایزه بزرگ شعر از انجمن نویسندگان پرتغال برای او به ارمغان آورده‌اند.

از دیگر نویسندگان برگزیده جایزه کتابفروشان اسپانیا که بیش از دو دهه از تاسیس آن می‌گذرد می‌توان به الویرا لیندا برای رمان «خوش‌قلب» و ایرن بایخو برای مقاله «بی‌پایانی نی‌لبک‌ها» که یک اثر قابل توجه درباره اختراع کتاب در جهان باستان است اشاره کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...