• 28 بهمن 1399

    رمان-و-ادبیات-در-گفتوگو-با-سال-بلو

    کودکی من در افسردگی سپری شد... به هیچ‌وجه آسان نیست که بدون الهام‌گرفتن سعی کنید چیزی بنویسید. راه آسان‌تر این است که در ذهنتان جرقه‌ای زده شود. وقتی این جرقه شعله می‌کشد دیگر متوجه نمی‌شوید دقیقا چه اتفاقاتی درحال وقوع است... رمان‌نویسی نمی‌تواند در شرایطی که نویسنده از محیط اطرافش فاصله گرفته چندان دوام بیاورد و نیازمند توجه مطلق به محیط پیرامون است... گفت‌وگو عامل بسیار مهمی است... اگر شاعران در اینجا زمام امور را به دست نگیرند کارخانه‌داران و بانکداران آن را به دست خواهند گرفت ...

Loading
گزیده گفت‌وگوهای نشریه پاریس ریویو با 12 نویسنده... علاقه رمان‌نویسان به مطالعه زندگی‌نامه بسیار عجیب و جالب توجه است... وقتی 13 ساله بودم دو کتابخانه هارلم را سرتا پا خوانده بودم... کرم روزنامه خواندن دارم... منتقدان را به اندازه خودشان جدی بگیرید... صفحه آخر کتاب را ۳۹ بار بازنویسی کردم... برای نویسنده شدن باید «بنویسید»... من نویسنده‌ای کاملا افقی‌ام. اگر درتختخواب یا روی نیمکتی دراز نکشم و سیگار و قهوه کنارم نباشد نمی‌توانم فکر کنم ...
گیاه‌شناسی که شهرت جهانی دارد و پس از پانزده سال بیوگی و ماجراهای عاشقانه قصد ازدواج می‌کند... جذبه بن در برابر شانه‌های مردانه لایامون، تصور همسر آینده‌اش در لباس مردانه، مانند آنتونی پرکینز، در روح است؛ صحنه‌ای در رستورانی که گویی بن پذیرفته است نقش زن را ایفا کند، نوع این تمایلات را آشکار می‌سازد. ...
زن، شکارچی زیبا را مأیوس می‌کند. تئا، که در ابتدا جوهر زنانگی معرفی شده است، به تدریج سخت و مردانه می‌شود... اوجی، پس از سفر پرماجرای مکزیک، دیگر آن پیکارو [ماجراجو]ی بی‌قید نیست. زمان استراحت و تأمل جای ماجراجویی و حرکت را می‌گیرد. اوجی یتیم، با دست کشیدن از مشارکت در طرح دیگران، می‌خواهد طرح خود را محقق کند:‌ گردآوردن کودکان و مادرانی که پدرها رهایشان کرده‌اند. ...
رمان پنج روز از زندگی هرتسوگ را نقل می‌کند: سفرش به مارتاز واینیارد، بازگشت به نیویورک، شبی هواجویانه با رامونای هوس‌انگیز، ملاقات با وکیل خود سیکین در دادگاه، سفر به شیکاگو، حادثه اتومبیل، اقدام به قتل و خلوت گزیدن در لودیویل. اما بخش عمده ماجرا در دنیای بسته وجدان او می‌گذرد: صحنه‌های فاجعه‌بار نزاع با همسرش، حرکات مضحک رقیب، بدبختی‌های پدرش در امریکا و دورتر از آن تصویر پدربزرگش که در روسیه برجا گذاشته‌اند. ...
در حال بارگزاری ...
راسکلنیکوف بر اساس جان‌مایه‌ای از فلسفه هگل دست به جنایت می‌زند... انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: نخست انسان‌های عادی که می‌بایست مطیع باشند و حق تجاوز از قانون را ندارند و دوم انسان‌های که او آن را «مافوق بشر» یا غیرعادی می‌نامد و اینان مجازند که برای تحقق اهداف والای خود از قانون عدول کنند... به زعم او همه‌ی قانون‌گذاران و بنیان‌گذاران «اصول انسانیت» به نوعی متجاوز و خونریز بوده‌اند؛ ناپلئون، سولن و محمد را که از او تحت عنوان «پیامبر شمشیر» یاد می‌کند از جمله این افراد استثنایی می‌‌داند ...
انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...