پند نامه. مثنوی کوتاهی اثر فریدالدین عطار نیشابوری (وفات:617) عارف و شاعر نامدار که به تصحیح و تحشیه "سیلوستر دوساسی" (1758 -1838) مستشرق فرانسوی در 1819 چاپ و منتشر شده است.

به عطار آثار بسیاری نسبت داده شده که به استثنای تذکرة الاولیاء همه منظوم‌اند. مصحح شرح احوال شیخ عطار را نیز از تذکرة الشعرای دولتشاه سمرقندی نقل کرده است. پندنامه شامل853 بیت در 79 موضوع یا عنوان تدوین شده است. این مثنوی با ستایش خداوند و نعت رسول اکرم (ص) و ائمه دین آغاز می‌شود و علاوه بر مناجات شامل نکات اخلاقی و وصف صفات گوناگون و بیان انتباه از غلفت است و به خاتمة الکتاب پایان می‌پذیرد.

این پندنامه منصوب به عطار در فهرست کتاب‌های چاپی فارسی ایرج افشار 21 چاپ و معرفی شده که منقح‌ترین آن‌ها همین چاپ سیلوستر دوساسی است که با مقدمه و حواشی مفصل همراه است.

ع. روح بخشان، بر اساس همین متن انتقادی و مقابله آن با دو متن چاپی دیگر، تصحیح تازه‌ای از پندنامه فراهم آورده که به سال 1373 در تهران چاپ و منتشر شده است. در این چاپ ترجمه مقدمه مفصل و حواشی و تعلیقات مشروح دوساسی به قلم روح بخشان درج شده است.

مترجم فارسی هر جا که لازم بوده توضیحاتی در حاشیه افزوده و نسخه بدل‌های دو متن چاپی را هم در پای صفحه‌ها آورده است. بر حواشی و تعلیقات دوساسی نیز تصحیحات و استدراکاتی افزوده و چاپ مکمل‌تری از این  اثر عرفانی و اخلاقی زبان فارسی فراهم آورده است که اهل تحقیق را به کار می‌آید و بعد تازه‌ای از شخصیت شیخ عطار و طرز تفکر او را آشکار می‌سازد. جای فهرستی از اصطلاحات و تعبیرات در این چاپ خالی به نظر می‌رسد.

عبدالمحمد روح بخشان. فرهنگ آثار ایرانی اسلامی. سروش

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...