کتاب «تقارن هم‌سو و دورِ هم‌گرا» به قلم شهرام گیل‌آبادی منتشر شد.

تقارن هم‌سو و دورِ هم‌گرا» به قلم شهرام گیل‌آبادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، بیش از 2 دهه است که دانش جدید و میان رشته‌ای فلسفه رسانه (Media Philosophy) در کشورهایی از قبیل آلمان و آمریکا مورد توجه محققان علوم فلسفی، اجتماعی و ارتباطات قرار گرفته است.

گستردگی روزافزون رسانه‌های جمعی و تعامل تنگاتنگ این فضاهای ارتباطی با جامعه، تمامی عناصر فرهنگی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده است. در این میان، رادیو و تلویزیون با توجه به رقبای بسیار در دنیای رسانه، همچنان در رأس ابزار ارتباطی قرار داشته و مخاطبان بسیاری دارند. از طرفی، دریافت‌کنندگان محصول رسانه‌ها نیز، ظرفیت‌های بسیاری برای تفسیر پیام رسانه‌ای داشته که می‌توانند رسانه ملی (صدا و سیما) را در فضای رقابتی موجود، به سمت رویکردهای تعاملی با مخاطب سوق دهند که در نهایت با استفاده از این ظرفیت، محصولات رادیو و تلویزیون ابزاری برای افزایش هم‌گرایی و هم‌افزایی جمعی خواهد شد؛ چرا که سال‌هاست محصولات رسانه بخش جدایی‌ناپذیر در زندگی روزمره افراد شده‌اند و مخاطبان رسانه‌ها به‌طور مداوم درگیر معنایابی یا تفسیر نمادینی هستند که از طریق تولیدات صداوسیما منتقل می‌شود.

بر این اساس، مدیریت این رسانه‌ها و کیفیت تولیدات آنها، نکته بسیار قابل‌توجهی است که تاکنون، پژوهش‌ها و مباحث مهمی پیرامون آن انجام شده است.

در تقارن هم‌سو و دورِ هم‌گرا، شهرام گیل‌آبادی به کنش متقابل میان رسانه و مخاطب تفسیرگر پرداخته و مدل ارتباط مشارکتی-مردمی برای مدیریت رادیو و تلویزیون ارائه داده است.

آنطور که در مقدمه این کتاب گفته شده، مدل تقارن هم‌سو و دورِ هم‌گرا، در زمره دیدگاه‌های معناکاوانه و تفسیری قرار می‌گیرد که اعتقاد دارد پیام، فرآورده‌‌ای فرهنگی است که از متن برمی‌‌آید، با ویژگی‌های زندگی روزمره مخاطبان گره خورده و با قواعد زندگی روزمره تولید می‌شود و در زمینه آن فهم می‌شود. این دیدگاه برخلاف دیدگاه‌های رایج در مدل‌های انتقالی است که به ارسال پیام از جانب فرستنده به گیرنده،‌ رمزگذاری و رمزگشایی پیام‌ها، چگونگی به‌ کارگیری کانال‌های ارتباطی، انتخاب مؤثرترین شیوه برای انتقال پیام اشتغال خاطر دارند و ارتباطات را فرآیندی می‌دانند که از طریق آن، پیام در فضا و مکان منتقل و توزیع می‌شود.

به باور نگارنده، مدل‌های اقتدارگرا، مصلحت‌اندیش و مناسکی در رادیو و تلویزیون، موجب یکسویه‌نگری و از دست رفتن سرمایه‌های هر رسانه مانند مخاطبان آن می‌شود. در مقابل مخاطب در مدل‌های مردم‌گرا و مشارکتی، احساس ارجمندی داشته و این مدل‌ها اعتمادسازی در بین آنها در برخواهند داشت.
این کتاب در 5 فصل، به ضرورت طراحی مدلی برای مدیریت سازمان‌های رسانه‌ای، تقارن هم‌سو و دورِ هم‌گرا، عناصر و ویژگی‌های مدل تقارن هم‌سو و دورِ هم‌گرا، تکوین مدل‌های ارتباطی و گذار تاریخی آن‌ها و اهمیت مدل‌های هم‌گرا در رویکردهای ارتباطی می‌پردازد.

تقارن هم‌‌سو و دورِ هم‌گرا، در 143 صفحه به نویسندگی شهرام‌گیل‌آبادی، عضو هیأت‌علمی دانشگاه صدا و سیما توسط نشر سیمای شرق، منتشر شده است. این کتاب در قطع رقعی و به‌ قیمت 42 هزار و 500 تومان، در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...