پنجمین جلد کتاب «هدهد سفید» ویژه نوجوانان منتشر و در کتابخانه‌های عمومی کشور توزیع شد.

به گزارش مهر، پس از انتشار چهار جلد از کتاب «هدهد سفید»، جلد پنجم این کتاب نیز با ارائه مطالبی برای آشنایی هرچه بیشتر نوجوانان با کتاب و کتابخانه، توسط نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور منتشر و در دسترس علاقه‌مندان در کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور قرار گرفت.

پنجمین کتاب «هدهد سفید» با بخش «آوازهایم برای تو» آغاز می‌شود که در آن داستان کوتاهی از فریدون عموزاده خلیلی با عنوان «کتاب نصفه نیمه» را می‌خوانیم و پس از آن در بخش «صد دانه یاقوت»، مجموعه ۸ جلدی رمان «پیامبر(ص)» نوشته نقی سلیمانی از انتشارات به نشر و مجموعه ۱۲ جلدی «سی روز با پیامبر(ص)» نوشته حسین فتاحی از انتشارات قدیانی، برای آشنایی نوجوانان با زندگی و سیره حضرت محمد(ص) معرفی شده‌اند.

بخش بعدی این کتاب «سرزمین‌ها و افسانه‌ها» نام دارد  که در آن قصه‌هایی از نویسندگان منطقه آذربایجان ایران برای بچه‌ها آورده شده است. «قاصدک زیبای دور پرواز» نوشته زنده‌یاد امیرحسین فردی، «مثل یک فانوس رنگی» نوشته عبدالمجید نجفی و «سلام خانم فروغی» نوشته محمد رمضانی، مطالب این بخش را تشکیل داده‌اند. همچنین مطلبی با عنوان «محله بروبیا» از مینا حدادیان که به معرفی یک شخصیت در کتابخانه اختصاص دارد، در بخش بعدی این کتاب ارائه شده است. نمایشنامه تک‌پرده‌ای «مهمان قطبی» از ابراهیم قربانپور که ماجرای آن به حضور یک اسکیمو در کتابخانه اختصاص دارد، برای اجرا در کتابخانه‌ها، و همچنین «۱۰۱ درس محرمانه برای نویسنده شدن»، از فریدون عموزاده خلیلی نیز که آموزش خلق شخصیت در داستان برای نوجوانان می‌پردازد، در این جلد از کتاب «هدهد سفید» ارائه شده است.  در ادامه تعدادی از داستان‌های خواندنی نوشته شده توسط برخی اعضای نوجوانان کتابخانه‌های عمومی استان خراسان جنوبی و اصفهان، در این بخش آورده شده است.

در بخش دیگری از این کتاب، ضمن اشاره به ماجرای تسخیر لانه جاسوسی در روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و روز دانش‌آموز، گفتگو با محمدرضا اصلانی نویسنده کتاب زندگینامه داستانی شهید حسین فهمیده، داستان «هیچ کس نمی‌تواند غول‌ها را مسخره کند» از محمدرضا یوسفی، گزارشی از طرح «سفیر دانایی»، شعری از زهرا موسوی با عنوان «مشت و مال نئاندرتال»، قسمت پنجم از گارآگاه یک هفت دو با عنوان «تا انتهای شب» از نسرین فتاحی، گزارشی از اجرای طرح «مهربانی در مهر» و داستان «کشف آتش؛ کیک شکلاتی، تمساح درگیر» نیز برای نوجوانان ارائه شده است. همچنین در بخش دیگری از این کتاب از نوجوانان مخاطب این کتاب خواسته شده تا تصور کنند که افراد شرور وارد شهر آن‌ها شده‌اند و قصد دارند کتابخانه شهر آنها را نابود کنند و آنها باید مانند یک بازی رایانه‌ای قهرمانان و سلاح آنها برای مقابله با این افراد شرور را در ذهن ترسیم کنند و آن را بنویسند که در ادامه، نوشته‌های ۱۰ نفر از  اعضای نوجوان کتابخانه‌های عمومی از سراسر کشور در این باره آورده شده است.

«شازده کوچولو در اصفهان» عنوان مطلب بعدی این‌کتاب است که در آن از نوجوانان خواسته شده تصور کنند که شخصیتی داستانی هستند که قرار است وارد کتاب مورد علاقه خود شوند. آنها نیز در این بخش از علایق خود درباره وارد شدن شخصیت خود به داستان مورد علایق‌شان و اینکه داستان با حضور آنها چه تغییراتی می‌کند، نوشته اند. در ادامه نیز خاطره‌ای از فریبا رضا قره‌باغ، کتابدار بخش کود و نابینایان کتابخانه مرکزی ارومیه با عنوان «خارپشت یا جوجه تیغی»، منتشر شده است. نامه‌نگاری با نویسنده‌های مورد علاقه بچه‌ها بخش بعدی این کتاب است که در آن نامه به حمیدرضا شاه‌آبادی، محمدرضا سرشار و شکوه قاسم نیا، و همچنین پاسخ برخی نویسندگان و هنرمندان همچون سید مهدی شجاعی، رضا کیانیان و افسانه شعبان‌نژاد به نامه‌های بچه‌ها بخش بعدی این کتاب را به خود اختصاص داده است.

در بخشی دیگری در این کتاب مطالبی درباره تاریخچه مختصری از کتابخانه‌های عمومی در جهان و ایران، فرارسیدن ایام هفته کتاب و ۱۰ فعالیت ترویجی که نوجوانان علاقه‌مند به کتاب و کتابخوانی می‌توانند در این ایام انجام دهند،‌ چاپ شده است. گزارشی از برگزاری اختتامیه نشان هدهد سفید در سال ۱۳۹۸ و معرفی آثار برگزیده و گفت‌وگو با سید احمدمیرزاده، یکی از نویسندگان برگزیده در این جشنواره نیز از بخش‌های دیگر این کتاب است. همچنین در بخش «دور دنیا در هشتاد روز» در این کتاب که به داستان‌های خارجی ترجمه شده برای نوجوانان اختصاص دارد، داستان «بازرس» از شرمن الکسی با ترجمه ابراهیم قربانپور، ارائه شده و در نهایت ادامه داستان مصور «شهریار و قلعه شاهک» به عنوان پایان بخش پنجمین جلد از کتاب «هدهد سفید» برای نوجوانان  ارائه شده است

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...