کتاب «تولد فیلوفیله» به نویسندگی و تصویرگری سمانه قاسمی از تازه‌ترین مجموعه کتاب‌های مرغک توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد.

تولد فیلوفیله سمانه قاسمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «تولد فیلوفیله» داستان بچه فیلی است که در روز تولدش اتفاق‌های تازه‌ای برایش می‌افتد.

مامان و بابای فیلو فیله برایش تولد می‌گیرند اما کارهایی که خودشان دوست دارند انجام می‌دهند و به فیلو فیله توجهی ندارند؛ فیلو فیله هم موقع بازی یادگاری مادربزرگ را می‌شکند.

فیلو فیله به دلیل این اتفاق‌ها خیلی ناراحت است. اما بعد از تولد، مامان فیل و بابا فیل یاد فیلو فیله می‌افتند و وقتی به اتاقش می‌روند فیلو فیله یادگاری مادربزرگ را درست کرده است. مامان فیل و بابا فیل خوشحال می‌شوند و به فیلو فیله می‌گویند امروز تو واقعاً بزرگ شدی.

«تولد فیلوفیله» با شمارگان ۲۵۰۰ نسخه در ۳۲ صفحه با قیمت ۲۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...