کتاب «کتابخانه شخصی من» [The greatest minds and ideas of all time] اثر ویل دورانت [Will Durant] با ترجمه امین حسینیون توسط بنگاه ترجمه و نشر پارسه به چاپ رسید.

کتابخانه شخصی من» [The greatest minds and ideas of all time] اثر ویل دورانت [Will Durant]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، ویل دورانت در کتاب «کتابخانه شخصی من» ماحصل یک عمر کندوکاو در تاریخ تمدن و فرهنگ و علوم گوناگون و دستاوردهای بشری را در اختیار ما قرار داده است.

کتاب «کتابخانه شخصی من» رهاورد پژوهش‌های طولانی و عمیق ویل دورانت در تاریخ و نقاط عطف و قله‌های تاریخ است.

«کتابخانه شخصی من» از مقدمه جان لیتل، شش فصل و بخشی به‌عنوان جمع‌بندی تشکیل شده است. فصل‌های شش‌گانه کتاب «کتابخانه شخصی من» عبارتند از: «ستایش بی‌پروای قهرمانان»، «ده اندیشمند بزرگ تاریخ»، «ده شاعر برتر تاریخ بشر»، «صد کتابی که برای آموختن بهترین‌اند»، «ده قله پیشرفت بشر» و «دوازده تاریخ سرنوشت‌ساز در تقویم تمدن انسان».

این کتاب به‌تعبیری کتابی در ستایش نبوغ و معرفی نوابغ است. ویل دورانت در کتاب «کتابخانه شخصی من» به معرفی نوابغی می‌پردازد که به‌اعتقاد او پیشرفت را برای جهان و جوامع بشری رقم زده‌اند و زندگی در جهان را راحت‌تر و دلپذیرتر و خوشایندتر کرده‌اند.

ویل دورانت اصلاً به این باور ندارد که تاریخ را مردم عادی می‌سازند و پیش می‌برند. او معتقد است و در کتاب «کتابخانه شخصی من» هم این را با قاطعیت بیان می‌کند که تاریخ را قهرمانانی خلاق و باهوش با ابداعات و اختراعات و آثار و اعمال و افکار نبوغ‌آمیز خود می‌سازند و همین ابداعات و اختراعات و آثار و اعمال و افکار نبوغ‌آمیز است که باعث پیشرفت و رشد جوامع بشری می‌شود.

«کتابخانه شخصی من» کتابی است که در آن با بهترین‌ها و نابغه‌های عرصه‌های گوناگون و مهمترین دستاوردهای بشری، از منظر ویل دورانت، آشنا می‌شویم. ویل دورانت در کتاب «کتابخانه شخصی من» راهنمایی به دست ما می‌دهد که بدانیم در فرصت کمی که برای زیستن در جهان داریم، از میان بی‌شمار کتابی که در حوزه‌های مختلف در جهان وجود دارد خواندن کدام‌ها را در اولویت قرار دهیم.

کتاب «کتابخانه شخصی من» با ترجمه و مقدمه امین حسینیون در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است. حسینیون، متولد 1361 در تهران، داستان‌نویس، مترجم و فیلمنامه‌نویس ایرانی است. حسینیون تحصیلکرده رشته سینما با گرایش فیلمنامه‌نویسی و نیز دارای فوق لیسانس ادبیات نمایشی است. او، هم در حوزه ادبیات کودک و نوجوان و هم در حوزه ادبیات بزرگسال، داستان نوشته است.

بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه «کتابخانه شخصی من» اثر ویل دورانت با ترجمه امین حسینیون را در 184 صفحه به بهای 155 هزار تومان به چاپ رساند.

[این کتاب پیش از این تحت عنوان «بیداری ذهن» با ترجمه‌ی ریحانه عسگری و توسط انتشارات عطر کاج منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...