مراسم اهدای نودویکمین دوره جوایز «آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک» که به اسکار شهرت دارد در شهر لس‌آنجلس برگزار شد.

به گزارش کتاب‌نیوز به نقل از یورونیوز، مراسم امسال اسکار بدون مجری برگزار شد! مساله‌ای که در ۳۰ سال اخیر بی‌سابقه بوده است. کوین هارت، کمدین آمریکایی که برای اجرای مراسم امسال انتخاب شده بود به دلیل انتشار یک توئیت توهین آمیز در گذشته، از اجرا کناره‌گیری کرد.



در این مراسم، فیلم «کتاب سبز» برنده جایزه اسکار بهترین فیلم سینمایی شد. کتاب سبز داستان تور هنری یک پیانیست رنگین پوست با بازی ماهرشالا علی و راننده‌اش تونی لیپ را روایت می‌کند.

همچنین اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن به اولیوا کولمن برای نقش آفرینی در فیلم «سوگلی» و اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد به رامی مالک برای نقش آفرینی در فیلم راپسودی بوهمی تعلق گرفت. فیلم سینمایی «راپسودی بوهمی» با داستانی درباره زندگی فردی مرکوری، خواننده بریتانیایی گروه کوئین، در دو رشته بهترین تدوین صدا و بهترین ترکیب صدا نیز دو اسکار دیگر دریافت کرد. جان آتمن کارگردان فیلم، هنگام دریافت جایزه در پایان صحبت هایش به نقل از آموزه‌های زرتشت گفت: «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک». فردی مرکوری، که فیلم راپسودی بوهمی زندگی او را روایت می‌کند، از خانواده‌ای زرتشتی و از پارسیان هند بود.

در ادامه مراسم، ماهرشالا علی برای ایفای نقش دان شرلی، پیانیست جامائیکایی در فیلم کتاب سبز، موفق به دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد. رجینا کینگ هم برای ایفای نقش در فیلم «اگر خیابان بیل می‌توانست حرف بزند» موفق به دریافت اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد.

فیلم روما ساخته آلفونسو کوارون نیز، موفق به دریافت سه جایزه اسکار در بخش های بهترین فیلم انگلیسی زبان، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمبرداری شد.
روما که داستان کودکی آلفونسو کوارون، کارگردان مکزیکی این فیلم را در محله‌ای با نام کلونیا روما در شهر مکزیکو سیتی به تصویر می‌کشد، در ۱۰ رشته نامزد دریافت جایزه شده بود.

اسکار بهترین مستند بلند 2019 هم به فیلم «انفرادی آزاد»، مستندی درباره یک صخره‌نورد آمریکایی؛ اسکار بهترین طراحی لباس به پلنگ سیاه؛ اسکار بهترین انیمیشن بلند به مرد عنکبوتی و اسکار بهترین مستند کوتاه به فیلم «پریود، پایان جمله» رسید. این فیلم درباره عادت ماهانه است و سازندگان آن جایزه خود را به همه زنان و دختران جهان تقدیم کردند. رایکا زهتابچی، کارگردان ایرانی آمریکایی این فیلم در هنگام دریافت جایزه گفت: «من این جایزه را به تمام معلم‌ها و دانش آموزان تقدیم می‌کنم. پریود باید پایان یک جمله باشد نه پایان تحصیل دختران.» پریود در زبان انگلیسی علاوه بر عادت ماهانه به معنای نقطه آخر جملات نیز هست.

اسکار بهترین فیلمنامه اوریجینال به فیلم‌ کتاب سبز رسید و فیلم بلکککلنزمن (BlacKkKlansman) به کارگردانی اسپایک لی و نویسندگی دیوید رابینویتس، چارلی واچل و اسپایک لی موفق به دریافت جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی شد. این فیلم داستان واقعی افسر پلیس سیاه‌پوستی در دهه ۱۹۷۰ را روایت می‌کند که توانست به گروه نژادپرست «کو کلاکس کلان» آمریکا نفوذ کند. اسپایک لی در هنگام دریافت جایزه اسکار، مردم آمریکا را به شرکت در انتخابات آینده ریاست جمهوری این کشور تشویق کرد.

لودویک گورانسون هم آهنگساز سوئدی فیلم پلنگ سیاه اسکار بهترین موسیقی فیلم را از آن خود کرد.
استفانی جوآن انجلینا جرمنوتا با نام هنری لیدی گاگا که در فیلم «ستاره‌ای متولد شده‌ است» به ایفای نقش پرداخته، جایزه اسکار بهترین ترانه را از آن خود کرد. وی همچنین نامزد دریافت بهترین هنرپیشه زن این دوره از جوایز اسکار بود.

باهوش و بی‌سواد و می‌خواره و یکی از مریدهای دیدرو است... به شیوه‌ی خود، رؤیای آینده‌ای درخشان را در سر می‌پرورانند و خود را از بابت فقری که گرفتارش هستند دلداری می‌دهند... به زن جوانی از طبقه‌ی اشراف برمی‌خورد... از قید قیمومت شوهر پیرش آزاد می‌شود و با لوسین می‌گریزد... وارد محافل روزنامه‌نگاری می‌شود... احتیاج به پول و جاه‌پرستی مایه‌ی آن می‌شود که ادبیات را رها کند و به سوی عالم سیاست برود... او که آزادی‌خواه بود، سلطنت‌طلب می‌شود ...
تن‌تن به نوعی‌ هری‌ پاتر‌ زمان‌ خود بود... فعال، کنجکاو، مؤدب، در عین‌حال سنت‌شکن... یک دریانورد کهنه کار، بددهن و غرغرو که اعتیاد شدید به‌ الکل‌ دارد و شیشه‌ مشروبش عین ناموسش می‌ماند... داستان‌ها توسط تصاویری پشت سرهم‌ و به‌ صورت‌ دکوپاژی‌ دقیق‌ و خطی‌ و روان‌ تعریف می‌شوند... در مجموعه تن‌تن سکس و خشونت محلی‌ از‌ اعراب‌ ندارد... مردم به دو دسته‌ تقسیم می‌شوند یا متمدن شهرنشین‌اند و یا دهاتی و گاوچران! ...
نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...