رمان ژانر وحشت و جنایی «شکار هیولا» [Killman Creek] از ریچل کین [Rachel Caine] نویسنده‌ای آمریکایی ترجمه و روانه بازار نشر شد.

شکار هیولا» [Killman Creek] ریچل کین [Rachel Caine]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، با انتشار رمان ژانر وحشت و جنایی «شکار هیولا» که در ادامه رمان «دریاچه متروک» است، دیگر لازم نیست مخاطبان این اثر چشم‌انتظار سرگذشت یک قاتل و احوال زن و بچه‌هایش شوند.
رمان «شکار هیولا» از آنجایی شروع می‌شود که گوئن با دو فرزندش لنی و کانر تحت حمایت پلیس در یک مسافرخانه زندگی می‌کنند. اما چون به آنها خبر رسیده که ملوین رویال از زندان فرار کرده، نگران زندگی خود هستند. در همین گیر و دار گوئن باید مهم‌ترین تصمیم زندگی‌اش را بگیرد؛ تصمیمی که یک سوی آن مرگ است و سوی دیگر آن زندگی.

حسین مسعودی آشتیانی، مترجم آثار ژانر وحشت است که درباره این که آیا این کتاب هم مانند دریاچه متروک اعتبار و شهرت جهانی دارد یا خیر، می‌گوید:‌ «رمان شکار هیولا جلد دوم از مجموعه کتاب‌های «دریاچه متروک» (دریاچه استیل هاوس) است که فرجام و سرانجام یکی از شخصیت‌های اصلی‌اش در آن مشخص می‌شود. جلد اول کتاب با درایت و طرح درست ریچل کین، نویسنده موفق آن دقیقا در جایی به پایان رسید که تقریبا تمام خوانندگان در انتظار جلد بعدی باقی بمانند. نکته جالب اینجاست که امتیاز جلد دوم این کتاب در سایت گودریدز، که بازتاب‌دهنده نظر خوانندگان کتاب‌هاست، به مراتب بالاتر از جلد قبلی است و بسیار مورد استقبال مخاطبین قرار گرفته است. این را هم باید اضافه کنم که حتی کسانی که جلد اول را نخوانده‌اند نیز می‌توانند با خواندن فصل اول شکار هیولا به راحتی با داستان ارتباط برقرار کنند و مشتاقانه به خیل علاقه‌مندان این مجموعه کتاب بپیوندند.»

آشتیانی درباره عواملی که باعث جذاب شدن این اثر می‌شود، بر این باور است که:‌ «شکار هیولا تریلری جنایی ترسناک است. ماجرای کشمکش‌های یک قاتل سریالی خطرناک با خانواده خود و به خصوص همسر سابقش که حالا هر دو قصد جان هم را کرده‌اند. داستانی زنی مستقل که سعی دارد به تنهایی و با توانایی‌های خود در برابر هیولایی انسان‌نما بایستد و از دختر و پسر خود تا جان دارد حفاظت کند. همین تقابل دو قطبی، موقعیت‌هایی را در داستان ایجاد می‌کند که نفس خواننده را می‌گیرد و کاری با او می‌کند که کتاب را تا انتهای داستان زمین نگذارد. فضای ترسناک و دلهره‌آور داستان با شخصیت‌های واقعی و قابل لمسی که نویسنده خلق کرده است مرحله به مرحله بیشتر می‌شود و مخاطب خود را در موقعیتی قرار می‌دهد که اصلا دوست ندارد در زندگی شخصی آن را تجربه کند. این کتاب تحلیل‌های جامعه‌شناختی و روان‌شناختانه عمیقی هم دارد که امیدوارم در فرصت و فضایی مناسب بشود در مورد آن صحبت کرد.»

ریچل کین نویسنده‌ای آمریکایی است که در سال 1962 در تگزاس به دنیا آمده است و بیش از همه به خاطر رمان‌هایی که در ژانر فانتزی، وحشت و جنایی نوشته، شهرت جهانی دارد. خصوصا که بسیاری از آثار او مانند «کتابخانه بزرگ»، «خون‌آشامان مورگان ویل» و... در لیست پرفروش‌های سایت آمازون و گودریدز قرار گرفته‌اند. گرچه این نویسنده در سال 2020 به علت ابتلا به سرطان از دنیا رفت اما همچنان آثار او مخاطبان خود را دارد و نظر علاقمندان به ژانر وحشت را به خود جلب می‌کند.

رمان «شکار هیولا» نوشته ریچل کین با ترجمه حسین مسعودی آشتیانی در 460 صفحه و در انتشارات کتاب کوچه به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...