«دختری در نهمین روز پاییز» به قلم اعظم دریسی نویسنده دشتستانی به چاپ رسید.

دختری در نهمین روز پاییز اعظم دریسی

اعظم دریسی در گفت و گو با ایسنا عنوان کرد: من عاشق نوشتن هستم و دوست دارم اثر بعدی که از من به چاپ می رسد گلچینی از متن های ادبی که تاکنون نوشته ام باشد.

وی در ادامه افزود: از کودکی علاقمند به نوشتن بودم، یادم می آید قبل از اینکه نوشتن را یاد بگیرم داستان هایی که در ذهنم می آمد با نقاشی ترسیم می کردم. زندگی در روستا، هوای آزاد و آسمان پرستاره‌اش هر لحظه بیشتر مرا به نوشتن وا می‌داشت. گاهی سرودن شعر و گاهی هم قطعه‌های ادبی اوقات فراغت مرا پر می‌کرد.

مولف کتاب «دختری در نهمین روز پاییز» گفت: طی یکی دو سال گذشته با انجمن اهل قلم برازجان و باشگاه نویسندگی شهرزاد آشنا شدم و داستان نویسی را به طور جدی‌تر آغاز کردم. در جشنواره ادبی- هنری مجنون در سال ۹۸ و کنگره‌ی سرداران و ۲۰۰۰ شهید استان بوشهر نیز شرکت کرده و داستان‌هایم شایسته‌ی تقدیر شناخته شدند.

به گزارش ایسنا، اعظم دریسی، متولد ۱۳۶۰ در روستای نظرآقا از توابع شهرستان دشتستان، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد روانشناسی و ساکن بوشهر است. «دختری در نهمین روز پاییز» اولین کتاب این نویسنده دشتستانی و شامل تعدادی از داستان های کوتاه اوست که اواخر سال ۹۸ تصمیم به چاپ آن گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...