عباس طاهری در کتاب «نگاه خیره؛ تحلیلی پسااستعماری بر نگرش‌های شرق‌شناسانه به سینمای ایران» به تحلیل 10 اثر موفق تاریخ سینمای ایران پرداخته است.

نگاه خیره؛ تحلیلی پسااستعماری بر نگرش‌های شرق‌شناسانه به سینمای ایران عباس طاهری

به گزارش کتاب نیوز، سیدعباس طاهری، نویسنده کتاب «نگاه خیره» درباره این اثر گفته است: کتاب «نگاه خیره» نگاه شرق‌شناسانه مجامع هنری غربی از جمله جشنواره‌ها به سینمای ایران را تحلیل می‌کند و سعی کرده به صورت عملی و ساختارمند نگاه غربی به سینمای ایران را بررسی کرده و نتایج آن را استخراج کند. نتایج نشان می‌دهد که در طول 50 سال حضور سینمای ایران در غرب، اصلاحاتی در سلیقه مخاطب غربی ایجاد شده است اما کماکان راه درازی باقی مانده است. این کتاب براساس مبانی فکری ادوارد سعید، فیلسوف و نظریه‌پرداز فلسطینی اصل ساکن آمریکا نوشته شده و نگاه مجامع هنری غربی و جشنواره‌ها به سینمای ایران در 50 سال اخیر را تحلیل کرده است.

طاهری درخصوص تفاوت این کتاب با دیگر پژوهش‌هایی که در این زمینه انجام شده نیز گفته است: تفاوت این کتاب با دیگر مطالعاتی که تاکنون در این زمینه انجام شده این است که این کتاب به صورت عملی به این موضوع پرداخته است. یعنی در ابتدا معیارهای نگاه غربی و شرق‌شناسانه را تعیین کرده و سپس بررسی کرده است که این نگاه‌ها تا چه حدی در آثار موفق سینمای ایران در مجامع غربی حضور داشته است. در این پژوهش 50 سال از تاریخ سینمای ایران را مورد بررسی قرار دادیم. در ابتدا 40 اثر انتخاب شده و با بررسی شاخص‌ها 10 اثر (در هر دهه 2 فیلم سینمایی) براساس همان نظریه تحلیل و بررسی شدند. نتیجه این بررسی در کتاب «نگاه خیره» خلاصه شده و در اختیار علاقه‌مندان قرار داده شده است.

10 فیلم سینمایی ایرانی که در این پژوهش انتخاب شده‌اند عبارتند از: از سال 1347 تا 1357 دو فیلم «گاو» و «طبیعت بی‌جان»، از سال 1357 تا 1367 دو فیلم «دونده» و «خانه دوست کجاست»، از سال 1367 تا 1377 دو فیلم «طعم گیلاس» و «رنگ خدا»، دهه بعدی، «لاک‌پشت‌ها پرواز می‌کنند» و «دایره» و و در نهایت در دهه آخر «جدایی نادر از سیمین» و «ماهی و گربه» بررسی شده‌اند.

در بخشی از مقدمه این‌کتاب آمده است:

حدود ۳۰ سال پیش، به مناسبت دهمین سال فعالیت مدیریت جدید سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی، همایشی با عنوان «سمینار بررسی سینمای پس از انقلاب» برگزار شد. در این سمینار شهید سیدمرتضی آوینی مقاله‌ای با عنوان «سینما، مخاطب» ارائه کرد که واکنش‌های بسیاری برانگیخت. او خود ماجرا را این‌گونه روایت می‌کند:

... عجیب برآشفته بودند و دیگر حتی رعایت پرستیژ هم که از اهمّ واجبات آداب روشنفکری است نمی‌کردند. توی سؤالات یکدیگر می‌دویدند و اجازه حرف‌زدن به من نمی‌دادند... [مجری جلسه] که برآشفتگی و پرخاشگری آنان را دید آهسته گفت: «عجب دیکتاتورهایی شده‌اند!»... تا هنگامی که این‌جماعت سخن بگویند و ما ساکتیم چیزی نیست، اما وای از آن هنگام که ما هم بخواهیم چیزی بگوییم! ... در میان یادداشت‌هایی که برای من می‌رسید کار به فحاشی هم کشیده بود...گفتم «باور کنید من قصد توهین نداشتم! این شما هستید که به شنیدن حرف‌های خلاف مشهورات عرف روشنفکری و خلاف تصور غالبی که در باب سینما وجود دارد، عادت ندارید»... خلاصه کار تا آنجا بالا گرفت که یک نفر از ردیف جلو بلند شد و از سر مزاح گفت: «اصلا ً بریزیم و آقای آوینی را بزنیم!»

کتاب نگاه خیره در ۲۷۳ صفحه و با قیمت ۷۰ هزار تومان توسط انتشارات سروش منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...
آیا می‌توان در زبان یک متن خاص، راز هستی چندلایه و روزمره‌ انسان عام را پیدا کرد؟... هنری که انسان عام و مردم عوام را در خود لحاظ کرده باشد، به‌لحاظ اخلاقی و زیباشناسانه برتر و والاتر از هنری است که به عوام نپرداخته... کتاب خود را با نقدی تند از ویرجینیا وولف به پایان می‌برد، لوکاچ نیز در جیمز جویس و رابرت موزیل چیزی به‌جز انحطاط نمی‌دید... شکسپیر امر فرازین و فرودین را با ظرافتی مساوی درهم تنید، اما مردم عادی در آثار او جایگاهی چندان جدی ندارند ...
با دلبستگی به دختری به‌ نام «اشرف فلاح» که فرزند بانی و مؤسس محله است، سرنوشتِ عشق و زندگی‌اش را به سرنوشت پرتلاطم «فلاح» و روزگار برزخی حال و آینده‌اش گره می‌زند... طالع هر دویشان در کنار هم نحس است... زمینی برای بازی خرده‌سیاست‌مدارها و خرده‌جاه‌طلب‌ها... سیاست جزئی از زندگی محله است... با آدم‌ها و مکانی روبه‌رو هستیم که زمان از آنها گذشته و حوادث تکه‌تکه‌شان کرده است. پوستشان را کنده و روحشان را خراش داده ...
مادرش برای جبران کمبود عشق در زندگی زناشویی‌اش تا چهارسالگی به او شیر می‌داده... پدر هدف زندگی‌اش را در این می‌بیند که ثروت و قدرت ناشی از آن را که بر مردم اعمال می‌کند، افزایش دهد... عمه با دختر و نوه‌اش زندگی بدوی و به‌کل رها از آداب و رسوم مدنی دارد... رابطه‌ای عاشقانه با نوه‌ی عمه آغاز می‌کند... مراسم نمادین تشرف... رؤیای کودکی‌اش مبنی بر قدرت پرواز به حقیقت می‌پیوندد ...
این خمودگی، انگار آغاز یک نوع اضمحلال اخلاقی شده... بزرگ‌ترین انحراف در ادبیات جنگ با کتاب «دا» آغاز شد... صاحبخانه جنگم و نه مستاجر جنگ... ضدجنگ در جایی اتفاق می‌افتد که مردم از جنگ پشیمان باشند. در آلمان بعد از جنگ جهانی دوم، گروه 47 که تشکیل می‌شود، هانریش بل و عده‌ای دیگر عضو آن گروه بودند، ادبیات ضدجنگ را تبلیغ می‌کردند، پشیمان بودند، کشور آنها تبدیل به ویرانه شده بود... بعد از انقلاب، ادبیات و سینما از هم دور شدند ...