جان لاک جوان چه می‌گوید؟ | الف


رساله‌ی کوتاه «پرسش‌هایی درباره‌ی قانون طبیعت» [Questions Concerning the Law of Nature] را جان لاک [John Locke] در جوانی‌اش، نیمه‌ی قرن هفدهم، نگاشت و هرچند در زمان حیاتش منتشر نشد، اما آن را می‌توان یکی از اولین آثار او به شمار آورد. این رساله به‌نوعی بنیاد و سرچشمه‌ی اندیشه‌های سیاسی بعدی جان لاک است که هم مفصل‌تراند و هم پخته‌تر، مثل دو رساله‌ی او در باب حکومت. تأثیر عملی این ایده‌های لاک بر انقلاب‌های آمریکا و فرانسه هم نیازی به گفتن ندارد.

پرسش‌هایی درباره‌ی قانون طبیعت» [Questions Concerning the Law of Nature] را جان لاک [John Locke]

موضوع این کتاب ماهیت قانون طبیعت، اخلاق، حکومت و حتی حقوق بشر است و چارچوبی که ارائه می‌شود بعدها هم بر جریان روشنگری و هم بر سیاست دموکراتیک مؤثر واقع شد. البته این موارد پیش از لاک نیز بررسی شده بودند. برای نمونه، سنت قرون‌وسطایی و فیلسوفان مدرسی به قانون طبیعی عنایت داشتند، اما آنان این موضوع را با الهیات مسیحی تبیین می‌کردند. در مقابل، لاک هم یک فیلسوف مدرن است و هم تجربه‌گرا. لذا باید راهی دیگر در پیش بگیرد. او البته از قانون طبیعی دفاع می‌کند، اما با رویکردی متفاوت از پیشینیان. به‌طور کلی، لاک در این بررسی خود به عقل نقش محوری می‌دهد، هرچند با رویکردی تجربه‌گرایانه. نیز متأثر از توماس هابز است، اما نگاه بدبینانه‌ی او را ندارد.

کتاب از یازده فصل تشکیل شده که عنوان هر کدام یک پرسش است با پاسخ کوتاه آری یا نه. لاک در هر فصل آن پرسش را بررسی می‌کند و دلایل پاسخ خود را ارائه می‌کند؛ البته به‌جز پرسش‌های سوم، ششم و نهم که بی‌پاسخ رها شده‌اند. این پرسش‌های یازده‌گانه به این ترتیب‌اند:

«آیا قانون کردار یا قانون طبیعت وجود دارد؟»، «آیا قانون طبیعت را می‌توان با روشنی طبیعت شناخت؟»، «آیا قانون طبیعت به یاری سنت نزد ما شناخته می‌شود؟»، «آیا قانون طبیعت در ذهن‌های آدمیان حک شده است؟»، «آیا خرد می‌تواند به یاری تجربه‌ی حسی به شناخت قانون طبیعت دست یازد؟»، «آیا می‌توان قانون طبیعت را از طریق گرایش طبیعی آدمی شناخت؟ نه. آیا اقناع یقینی ذهن قانون طبیعت را اثبات می‌کند؟»، «آیا می‌توان قانون طبیعت را از طریق هم‌رأیی همگانی آدمیان شناخت؟»، «آیا قانون طبیعت آدمیان را مقید می‌سازد؟»، «آیا قانون طبیعت حیوانات وحشی را موظف می‌سازد؟»، «آیا تکلیف قانون طبیعت جاودان و کلی است؟»، و «آیا سود شخصی هر فردی بنیاد قانون طبیعت را می‌سازد؟»

اولین مسئله درباره‌ی هستی‌شناسی قانون طبیعت است. آیا چنین چیزی وجود دارد؟ لاک می‌گوید آری. سپس نوبت به معرفت‌شناسی آن می‌رسد. چگونه می‌توان آن را شناخت؟ از نظر لاک قانون طبیعت یک دستور اخلاقی جهانی است که عقل به یاری تجربه می‌تواند به شناخت آن برسد. او معتقد است که همه‌ی افراد درکی درونی از درست و نادرست دارند که فراتر از هنجارهای فرهنگی و اجتماعی است. لاک این دیدگاه را مبنایی برای مباحث بعدی، از جمله حقوق فردی و مشروعیت حکومت، قرار می‌دهد. در این‌جا مسئله‌ی «وضعیت طبیعی» نیز پیش می‌آید؛ موقعیتی فرضی یا واقعی که افراد بدون حکومت یا قوانین رسمی به‌سر می‌برند. لاک آن را وضعیتی از آزادی و برابری کامل می‌داند، اما می‌افزاید که این وضعیت می‌تواند به‌سبب تفسیرهای متفاوت از قانون طبیعت به تعارضاتی منجر شود. این تنش و تعارض ضرورت تشکیل حکومت برای میانجی‌گری در اختلافات و حفاظت از حقوق را ایجاب می‌کند.

در ادامه‌ی بحث از وضعیت طبیعی، پای «قرارداد اجتماعی» به میان می‌آید که لاک از آن غافل نمانده است. طبق آن افراد توافق می‌کنند تا دولتی تشکیل دهند که از حقوق طبیعی آنان محافظت کند. در نتیجه، این قرارداد در گرو توانایی دولت در حفظ این حقوق است؛ یعنی اگر دولت در این کار ناکام بماند، شهروندان حق دارند شورش کنند.

جان لاک بیش از هر چیزی به حقوق مالکیت عنایت دارد. او استدلال می‌کند که مالکیت امتداد طبیعیِ کار فردی است. اگر فردی کار خود را با منابع موجود در طبیعت ترکیب کند، مالک آن منابع می‌شود. نقش کار در مالکیت بعدها در حقوق و حتی اقتصاد بسیار پررنگ شد. اما لاک فقط به بحث از حقوق طبیعی بسنده نمی‌کند. او روی دیگر سکه را هم می‌بیند. به عبارت دیگر، وی در کنار حقوق، وظایف را هم ملاحظه می‌کند. در نتیجه، متذکر می‌شود که افراد بر اساس قانون طبیعت، نسبت به یکدیگر، تعهدات اخلاقی نیز دارند. اهمیت تعهدات در این است که مبنای همکاری اجتماعی و ایجاد عدالت در جامعه را فراهم می‌کنند.

همه‌ی این مباحث با اختصار اما در عین‌حال روشن مورد کنکاش قرار می‌گیرند. در کل، هواداران جان لاک و نیز علاقمندان به علوم‌انسانی و تطور اندیشه‌های مدرن می‌توانند در این کتاب مختصر و مجمل ایده‌هایی متعدد برای تأملات جدی و حتی تاریخی بیابند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...