جلد سوم تفسیر موضوعی «التنزیل و التأویل» نوشته نورالدین ابولحیه، اندیشمند الجزایری تحت عنوان «القرآن و تحریف الغالین» چاپ و منتشر شد. این مجلد در قالب یک رمان نوشته شده است.

التنزیل و التأویل نورالدین ابولحیه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جلد سوم تفسیر موضوعی «التنزیل و التأویل» نوشته نورالدین ابولحیه، اندیشمند الجزایری منتشر شد. این تفسیر شیوه‌ای نو در ارائه مفاهیم قرآنی در قالب داستان بلند است. جلد سوم این تفسیر تحت عنوان «القرآن و تحریف الغالین» در ۸۵۲ صفحه در الجزایر منتشر و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.

تفسیر «التنزیل و التأویل» در هر جلد به یک موضوع پرداخته و تمامی آیات قرآنی مربوط به آن را در کنار احادیث نقل شده از پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) در قالب داستان بلند ارائه می‌کند.

مؤلف کتاب در تبیین هدف از تدوین این جلد کتاب نوشته است: این سلسله در سه قسمت تلاش می‌کند تا خطاهای بزرگی را که در تعامل با قرآن کریم برای برخی از مسلمانان پیش آمده است؛ تصحیح کند، برخی از مسلمانان به جای تأمل و تدبر در اهداف، پیام‌ها و مقاصد قرآنی به برخی از علوم حاشیه‌ای بهای بسیار داده و از فهم حقیقی آیات قرآن بازمانده‌اند.

آنها بیش از محتوای قرآن به پوسته آن مشغول شده‌اند و در علومی مثل: رسم الخط، قرائت، تجوید، اسباب نزول، اماکن نزول و مصادق نزول غلو کرده بهای بیش از حد داده‌اند. از این راه دروغ‌ها، تحریف‌ها و خرافه‌های بسیار وارد تفسیر قرآن کرده‌اند.

نورالدین ابولحیه در این تفسیر تلاش می‌کند ضمن اذعان به اهمیت علوم فوق، آنها را در جایگاه مناسب خود نشانده و بیش از اطلاعات ظاهری قرآن، عمق معانی، اهداف و مقاصد کتاب آسمانی قرآن را مدنظر قرار دهد.

در منطقه شمال آفریقا، علوم قرائت، رسم الخط، تجوید و… از اهمیت بسیار برخوردار و بیشتر تألیفات مؤلفان قرآن در این زمینه‌هاست و انتشار تفسیری تدبری و موضوعی، پدیده‌ای کاملاً نو در منطقه به شمار می‌رود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...