کتاب «لبه پرتگاه: جریان‌شناسی مذاکرات حافظ اسد و هنری کیسینجر» [حافه‌الهاویه (وثیقه وطن) مباحثات حافظ‌الاسد و هنری کیسنجر] نوشته بثینه شعبان [Bouthaina Shaaban] با ترجمه رامین حسین‌آبادیان از سوی انتشارات موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران منتشر شد.

لبه پرتگاه: جریان‌شناسی مذاکرات حافظ اسد و هنری کیسینجر» [حافه‌الهاویه (وثیقه وطن) مباحثات حافظ‌الاسد و هنری کیسنجر]  بثینه شعبان [Bouthaina Shaaban]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «لبه پرتگاه» در ۳۴۴ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و با قیمت ۹۹ هزار تومان راهی بازار کتاب شده است.

در مقدمه ناشر از این کتاب آمده است: بثینه شعبان، استاد دانشگاه دمشق در رشته ادبیات است. او سالیان طولانی به عنوان مترجم در کنار حافظ اسد، رئیس جمهور پیشین سوریه حضور داشت و هم‌اکنون از مشاوران بشار اسد به حساب می‌آید. بثینه شعبان بعد از انتشار کتاب «ده‌ سال با حافظ اسد» در سال ۲۰۱۵، کار نگارش کتاب «لبه پرتگاه» را آغاز کرد.

او مانند کتاب پیشین خود، باز هم به سراغ منابع و اسناد آرشیوی وزارت امور خارجه و کاخ ریاست جمهوری سوریه رفته و این بار به بررسی رویدادهای مهم دهه ۷۰ میلادی در ارتباط با موضوع نبرد عربی- اسرائیلی پرداخته است.

نویسنده در این کتاب به‌طور عمیق به روابط میان حافظ اسد با هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا و نقشی می‌پردازد که این روابط در تحقق صلح میان اعراب و اسرائیل داشته است. بررسی مسائل مهم سیاسی خاورمیانه در دروان مسئولیت هنری کیسینجر، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین وزاری امور خارجه آمریکا در قرن بیستم، از دیگر مسائلی است که در این کتاب مورد توجه قرار گرفته است و افق وسیع تازه‌ای برای مطالعه مسائل خاورمیانه در اختیار پژوهشگران و علاقه‌مندان قرار می‌دهد.

فعالیت‌های دیپلماتیک هنری کیسینجر، یکی از موضوعات مناقشه‌برانگیزی است که هموراه در دانشگاه‌ها و نیز در نهادهای سیاسی سراسر جهان، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر این، کتاب پیش‌رو، نه‌تنها کیسینجر و سیاست‌های او، بلکه سیاست‌های حافظ اسد و افکار و میراث او را هم مورد بررسی قرار می‌دهد.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...