کتاب «بازی رقابت؛ عوامل رقابت‌­پذیری صنعت بازی‌‏های رایانه‌‏ای ایران» ازسوی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شد.

بازی رقابت؛ عوامل رقابت‌­پذیری صنعت بازی‌‏های رایانه‌‏ای ایران

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این پژوهش سعی دارد باتوجه به اهمیت رقابت‌پذیری رسانه‌ها و به‌خصوص بازی‌های رایانه‌ای، با استفاده از آخرین مدل رقابت‌‏پذیری صنایع (مدل الماس)، به درک موقعیت‌های رقابتی صنعت بازی‌های رایانه‌‏ای ایران بپردازد و پیشنهادهایی را برای ارتقای رقابت‌‏پذیری آن ارائه کند.

این کتاب مجموعاً از پنج فصل تشکیل شده است که در فصل اول و پس از مقدمه، به ضرورت و اهمیت موضوع پرداخته شده و نیم‌نگاهی نیز به پژوهش‌های مرتبط دیگر و تاریخچۀ بازی‌های رایانه‌ای در ایران و جهان شده است. در فصل دوم، برای آشنایی خوانندگان کتاب، مکتب‌ها و نظریه‌های رقابت‌پذیری به‌طور خلاصه مرور شده و در پایان این فصل، نظریۀ محوری این پژوهش که مدل الماس پورتر است، به‌طور مبسوط‌تر توضیح داده شده است. فصل سوم، به بیان جامعۀ آماری و نمونه، مراحل انجام پژوهش و نتایج اولیۀ به‌دست‌آمده از مصاحبه‌ها و پرسش‌نامه‌های ارائه‌شده به خبرگان اختصاص داده شده است. در فصل چهارم، یافته‌‏های پژوهش و بسط و شرح آن‌ها در چارچوب مدل الماس پورتر ارائه شده‌ و اولویت‌بندی آن‌ها از نظر خبرگان نیز آورده شده است. فصل آخر کتاب نیز شامل نتیجه‏‌گیری است که در آن، بحث و بررسی موضوع و پیشنهادهای پژوهشگر برای عوامل رقابت‌پذیری با امتیاز بالا ارائه شده است.

در بخش نتیجه‌گیری این کتاب، ۶ نقطۀ کانونی مشتری، راهبرد، تأمین، اینترنت، ارتباطات و سرمایه‌های انسانی، به‌عنوان عواملی که بیشترین میانگین امتیاز را از نظر خبرگان دریافت کرده‌اند، آورده شده است. ذیل هریک از این عوامل، لزوم توجه به مواردی چون دریافت و ارزیابی مستمر بازخورد از مشتریان، امکان ارتباط مستقیم با مشتریانی که برای بازی هزینه می‌کنند، دسترسی به بزرگ‌داده‌های کشور، تدوین و اجرای نقشۀ راهبرد مدون، تخصصی شدن بازی‌سازی برای پلتفرم‌های مختلف (گوشی، رایانه و…)، الگوی رو به رشد دسترسی به اینترنت و پهنای باند، حضور شرکت‌های خصوصی ارتباطات و اینترنت، دسترسی به اینترنت همراه در اغلب نقاط کشور، سهولت استفاده از درگاه‌های پرداخت اینترنتی و تلفن‌همراهی، حضور شرکت‌های خارجی در ایران و برعکس، حضور در کنفرانس‌های بین‌المللی، تعهد بالای نیروی کار و همدلی بخش‌های مختلف در عین رقابت، جوان و باانگیزه بودن نیروی انسانی و ایجاد رشتۀ بازی‌سازی در دانشگاه‌ها یادآوری شده و به ازای هرکدام از آن‌ها، یک پیشنهاد اجرایی داده شده است.

یوسف خجیر، مقداد مهرابی و بهزاد توفیق‏‌فر پژوهشگران این اثر هستند. کتاب «بازیِ رقابت؛ عوامل رقابت‌پذیری صنعت بازی‌‏های رایانه‌‏ای ایران» در ۱۵۵ صفحه با بهای ۲۰ هزار تومان وارد بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...