مادام رزا، روسپی سابق، یک بازماندهی یهودی چاق و شجاع از ماجرای هولوکاست است که مهدکودکی مخفی برای بچههای حرامزاده در طبقهی هفتم دارد... بزرگترین ترس او این است که مومو یا محمد را از او بگیرند... مومو مشتاق و آماده غواصی در دنیای واقعی است اما خانم رزا در تلاش برای فراری دادن خود و مومو از جهان واقعی... جنگ فقط در جبههها نیست... رزا به مخدر پناه میبرد تا زشتیها را فراموش کند و مومو، باید از او مراقبت کند تا دوباره به زندگی بازگردد
...
چهره افسانهای جنبش کارگری تبدیل به یک شوخی شده و در فکر ساختن خانه فرهنگ است و کمونیسم برایش شیء هنری بیخطری شده است. حالا او موجود بیخطری است که مبارزات سابقش را توحش میداند و تنها به فکر آثار هنری انتزاعیاش است... او حالا لاکپشتی است که دیگر نمیتواند در راس تشکیلات وزارت دفاع آمریکا بماند و میخواهد که سرش را توی لاکش کند و تنها بماند!
...
سی سال اول زندگی او را شامل میشود... دوران کودکی در فقر، دایر شدن نمایشگاه مُد به دست مادرش نینا، توصیف عشقهای کودکی، کشف غریزه جنسی، اولین مطالعات، جستجوی استعداد هنری، و سرانجام عزیمت به فرانسه... مادرش که در تمام طول مدت جنگ با او نامهنگاری کرده بود، سالها پیش مرده است. نینا، که تشخیص داده بود رومن بدون عشق او نمیتواند زندگی کند، از پیش نامههایی نوشته بود و...
...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمانها شکست خوردهاند یا نه.پرسش عمیقتر این است:
انسان پس از شکست آرمانها چگونه میتواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمیگزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب میکند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد
...
گویی انسانها ترمزِ خود را از دست دادهاند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه میخواهند فاشیست باشند؛ یعنی میخواهند نفرت، محورِ زندگیشان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بیعدالتیهایی که ما را احاطه کردهاند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادیهایش
...
انسانها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی میکنند و همین احساسات، حتی در آگاهترین افراد، تصمیمهای مالی را شکل میدهد. از این منظر، «روانشناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل بهجای ارائه نسخههای مستقیم یا توصیههای دستوری، تجربه زندگی سرمایهگذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت میکند و از دل این داستانها روایت خود را برمیسازد و بحث را به پیش میراند
...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بودهاند و رفتهاند جاهای خوب دنیا مسکن کردهاند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، میخواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنهای، من برای خودم رو نینداختهام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید
...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمیکنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچهمسلمان بودیم. اما میگفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست میگویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را میکشند... میتوانند من را زمین بزنند اما نمیتوانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند میشوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت
...








