انتشارات سوره مهر نسخه انگلیسی "فال خون" و "سفر به گرای 270 درجه" را که چندی پیش در آمریکا منتشر شد، برای توزیع روانه بازار کتاب ایران کرد.

به گزارش مهر، دو رمان " فال خون " و "سفر به گرای 270 درجه " از رمان های دفاع مقدسی انتشارات سوره مهر است که پیش از این توسط ناشران آمریکایی منتشر شده بود.

رمان "فال خون" نوشته داوود غفارزادگان است که با ترجمه محمد رضا قانون پرور، استاد زبان وادبیات فارسی دانشگاه تگزاس به انگلیسی در تابستان 2008 توسط انتشارات دانشگاه تگزاس منتشر شد.

"فال خون" خاطرات یک سرباز و مافوق آن است که برای شناسایی اجساد به منطقه "هور" عازم شده‌اند.این سرباز در طول دوران خدمتش در هراس دائمی از مرگ بسر می‌برد.غفارزادگان در این داستان بیشتر از هر چیز، از نابودی ومرگ حرف می‌زند، از سایه شوم مرگ که در تعقیب شخصیتهای اصلی داستان است.

انتشارات سوره مهر نسخه انگلیسی رمان "فال خون" (Fortune Told in Blood) را که در آمریکا با قیمت 16 دلار عرضه شده است، در 112 صفحه و با قیمت 3500 تومان روانه بازار کتاب ایران کرده است.

همچنین رمان "سفر به گرای 270 درجه" احمد دهقان، که "پال اسپراکمن" نایب رئیس مرکز مطالعات دانشگاهی خاورمیانه در دانشگاه راتجرز امریکا آن را به انگلیسی ترجمه کرده، نخستین رمان ایرانی با موضوع دفاع مقدس است که در آمریکا منتشر شد.

سایت آمازون نسخه انگلیسی رمان "سفر به گرای 270 درجه" را در لیست فروش خود قرار داده و به گفته اسپراکمن، درحال حاضر دانشگاه جرج تاون واشنگتن دی سی ، دانشگاه هاروارد، کتابخانه کنگره واشنگتن دی سی، کتابخانه لوس آنجلس، دانشگاه برکلی کالیفرنیا، دانشگاه ماریلند ( دانشکده پارک کالج )، دانشگاه ورمونت (کتابخانه بیلی هوو برلینگتن) از جمله مراکزی هستند که این کتاب را در دسترس علاقمندان قرار داده‌اند.

نسخه انگلیسی سفر به گرای 270 درجه (journey to 270 degrees) که توسط انتشارات مزدا در آمریکا منتشر شده، در سایت آمازون به قیمت 25 دلار عرضه شده است و انتشارات سوره مهر نیز آن را برای توزیع در ایران در 264 صفحه و با قیمت 5 هزار تومان روانه بازار کرده است.

پال اسپراکمن چندی پیش "شطرنج با ماشین قیامت" حبیب احمدزاده را نیز به انگلیسی ترجمه کرده بود که هم اکنون این رمان در رشته زبان و ادبیات فارسی برخی از دانشگاههای آمریکا تدریس می‌شود.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...