عبدالرحمان اونق یک رمان فانتزی که برداشتی آزاد از سری داستان‌های حماسی «ده ده غورغوت» است، روانه بازار کتاب کرد.

یولبارس و شهر زیرزمینی عبدالرحمان اونق

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنرآنلاین، رمان نوجوان «یولبارس و شهر زیرزمینی» نوشته عبدالرحمان اونق راهی بازار کتاب شد.

اونق درباره موضوع کتاب جدید خود گفت: این رمان فانتزی برداشتی آزاد از سری داستان‌های حماسی ده ده غورغوت است. ملکه جادوگر «ماموشویلی»ها برای تصاحب سرزمین تورکان سال‌ها نقشه می‌کشد و بابت اجرای این نقشه‌ به کمک جنگجوهایش یک شهر زیرزمینی داخل جنگل می‌سازد. او تدارک جنگ با تورکان را مهیا کرده که سروکله پسر نوجوان قوی‌هیکلی به نام «یولبارس» پیدا می‌شود.

او افزود: یولبارس جوانی عادی نیست. او زمان‌های خیلی دور هنگام حاکمیت پدرش بر سرزمین تورکان، زمانی که نوزادی بیش نبوده، در جنگی میان ماموشویلی‌ها و تورکان هنگام فرار از دست مامای حاکم می‌افتد و توسط شیر جنگل نجات پیدا می‌کند. شیر هم او را بزرگ می‌کند تا وقتی به سن نوجوانی می‌رسد و در اثر نوشیدن آب جادویی به خوابی طولانی فرو می‌رود. او پس از مدت‌ها توسط قدرت مافوق طبیعی در زمان حال بیدار می‌شود و احساس می‌کند که به جنگل و دشت تعلق ندارد. مردم هم از نسل‌های قدیم سینه به سینه شنیده بودند که روزی روزگاری پسر حاکم بزرگ تورکان دوباره می‌آید و حاکمیت سرزمین تورکان را به دست می‌گیرد.

در بخشی از این رمان می‌خوانیم: «یولبارس بعد از اینکه مخفیانه ساختمان داخل جنگل را بازرسی کرد با سرعت برگشت نزد گرگ خاکستری و گفت: «یه چیز اینجا غیرعادی بود. همون موقعی که داشتم از لای سیم خاردارها می‌گذشتم مرد قوی‌هیکلی هم مخفیانه از پشت درخت‌ها بیرون آمد و با یکی از نگهبان‌ها حرف زد و رفت. نگهبان که فکر نمی‌کنم یه نگهبان معمولی باشه، وسیله‌ای از جیبش درآورد و چیزی گفت. بلافاصله چند نفر با مسلسل‌های سنگین از میان درختان بیرون آمدند و اسلحه‌ها را بین نگهبان‌ها پخش کردند. اگه حرف پسر حاکم درست باشه و اونها افراد خود حاکم عوض‌خان باشن چرا باید جایی اسلحه مخفی کرده باشن؟ من فکر می‌کنم ملکه نیروهای نفوذی اونجا فرستاده و می‌خوان ساختمان را تسخیر کنن و اونجا رو در اختیار خودشون بگیرن. باید کاری بکنیم.»

این رمان در ٢٠٠ صفحه با شمارگان ١٠٠٠ نسخه و قیمت ۴٠ هزار تومان در انتشارات پیدایش در دسترس نوجوانان قرار داده است.

عبدالرحمان اونق، عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان سابقه فعالیت آموزگاری و مربیگری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را نیز در کارنامه خود دارد. «در عمق شب‌های تار»، «سورتیک»، «حماسه‌ی گور اوغلی»، «چوپان کوچک»، «فریاد آق اویلی»، «راز خایر خوجه»، «آوای صحرا»، «دایره‌ی سرخ»، «ماتی‌خان» و «کرکسان دهکده» از جمله آثار پیشین اونق به شمار می‌رود.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...