رمان ایرانی «سمپات‌ها زودتر می‌میرند» نوشته هادی هیالی توسط انتشارات افراز منتشر شد.

سمپات‌ها زودتر می‌میرند» نوشته هادی هیالی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، هادی هیالی درباره این رمان گفت: این اثر به مقاطعی از جنبش مبارزات جامعه عرب اهوازی برای تحقق عدالت اجتماعی در چهارچوب‌های مسالمت‌آمیز می‌پردازد که با بیانیه جهانی حقوق بشر مطابقت دارد.

هیالی افزود: سعی کردم در این رمان سه ویژگی مهم که البته ریسک بالایی را می‌طلبید رعایت کنم؛ اول، انتخاب راوی دوم شخص که در ادبیات داستانی کمتر بکار گرفته می‌شود. دوم، انتخاب دو روایت در قالب یک روایت و سوم، انتخاب شخصیت اصلی و محوری جنس مخالف برای نویسنده‌ای که خود مرد است.

وی ادامه داد: انگیزه اصلی‌ام در نگارش رمان «سمپاتها زودتر میمیرند» ظلم و ستمی است که در جوامع مردسالارانه بر زنان روا داشته می‌شود. من زنان عرب اهوازی را انتخاب کردم که علاوه بر مشکلاتی که وجود دارد، با چالش‌هایی مواجه هستند که همانا آداب و سنن تاریخی است اما با تمام این اوصاف همچنان دوشادوش مردان حضوری پررنگ دارند.

هیالی گفت: این اثر به نوعی پاسخی است به یک نگاه غیرمنصفانه به نقش زن عرب اهوازی و کمرنگ نشان دادن آن در تحولات اجتماعی بدون در نظر گرفتن شرایط حاکم بر او. هرچند می‌توان گفت زن عرب اهوازی نقش آنچنان برجسته‌ای در تحوالات نداشته است اما باید پرسید چرا؟ رمان تلاش کرده است با بی‌طرفی کامل به این چراها پاسخ علمی و منطقی بدهد اما قضاوت را به عهده خواننده واگذار کرده است.

این نویسنده درباره ارتباط رمان «سمپاتها زودتر می‌میرند» با آثار قبلی‌اش، گفت: با وجود اینکه در انتخاب شخصیت اصلی رمان، انتخاب زمان و مکان و سایر عناص داستانی در ظاهر تفاوت‌هایی با آثار گذشته‌ام مشاهده می‌شود اما با توجه به مضمون اصلی رمان که در قالب ژانر رئالیسم اجتماعی و آن هم پرداختن به جنبش‌های عدالت‌طلبانه جامعه عرب اهوازی بیان شده، می‌توان گفت این اثر در ارتباط با دیگر آثارم همچون قسمتی از یک پازل است.

نویسنده «بنویس حاتم بخوان حته» درباره مدت زمان نگارش تا انتشار آخرین اثر داستانی‌اش عنوان کرد: نگارش اولیه این اثر، با احتساب دوبار بازنویسی، سپردن به ناشر و چاپ اثر حدود دوسال وقتم را به خودش اختصاص داده است.

کتاب‌های «بنویس حاتم بخوان حته»، «گنطره»، «رقص با کوسه‌ها»، «راز مینا» و «مها و چند داستان دیگر» از آثار این نویسنده خوزستانی به شمار می‌آید.

در بخشی از کتاب آمده است: «نوبت به ابونضال رسید که دیدگاهش را بیان کند بدون فوت وقت و بدون مکث شروع کرد: رفقا تجارب تاریخی به ما نشان داد وابستگی به احزاب و سازمان های سراسری مرکزگرا، نتیجه ای جز این که ما حالا گرفتارش شده ایم نخواهد داشت. این شرایط تلخی که برایمان به وجود آورده اند حاصل همین ارتباط غلط و غیر علمی است. رفقا نباید دستمان را در سوراخی فرو کنیم که از آن بارها گزیده شده بودیم. اگر بخواهیم دوام بیاوریم باید صف مستقل خودمون را پی ریزی کنیم.»

انتشارات افراز کتاب «سمپات‌ها زودتر می‌میرند» نوشته هادی هیالی را در 167 صفحه، با قیمت 160 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...