مجموعه ۸ جلدی «تصمیم بگیر، عمل کن!» نوشته اِلیسِندا روکا[Elisenda Roca] با ترجمه لیلا مینایی توسط انتشارات فاطمی منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، کتاب‌های این‌مجموعه، در قالب عناوین مجموعه کتاب‌های طوطی منتشر می‌شوند که کتاب‌های کودک و نوجوان این‌ناشر را در بر می‌گیرند.

«تصمیم بگیر، عمل کن!» نوشته اِلیسِندا روکا[Elisenda Roca] با ترجمه لیلا مینایی

تصویرگری کتاب‌های این‌مجموعه توسط کریستینا لوسانتوس انجام شده و هرکدام از مجلداتش دربرگیرنده یک‌داستان برای یادگیری بچه‌های گروه سنی ب است. ترجمه فارسی این‌کتاب‌ها با شعر و به‌صورت موزون ارائه شده است.

کتاب‌های اول و دوم این‌مجموعه در سال ۲۰۱۲ چاپ شده‌اند. کتاب اول، «ورود اشباح ممنوع!» است که عنوان دیگرش «داستانی برای این‌که یاد بگیریم از تاریکی نترسیم» است. کتاب دوم هم «ما سه‌تا بوگندو نیستیم!» است که «داستانی برای این‌که یاد بگیریم تمیز و پاکیزه باشیم» را در بر می‌گیرد.

سومین کتاب این‌مجموعه، داستانی برای مودب‌بودن بچه‌هاست و با عنوان «سلام! ممنون! خداحافظ» چاپ شده است. «مال خودمه!» عنوان کتاب چهارم است که برای یادگیری قسمت‌کردن وسایل با دیگران نوشته شده است. کتاب پنجم برای آموزش همزیستی به بچه‌ها نوشته شده و نامش «بزن! بزن!» است.  

ششمین کتاب مجموعه «راست یا دروغ؟» نام دارد که داستانی برای آموزش راست‌گو بودن را برای بچه‌ها شامل می‌شود. «روشن خاموش! (داستانی برای این‌که یاد بگیریم مدام توی گوشی نباشیم)» هم هفتمین کتاب مجموعه «تصمیم بگیر، عمل کن!» است. آخرین کتاب هم «می‌خری برام؟» است که داستانی برای آموزش پس‌اندازکردن را شامل می‌شود.

در قسمتی از هشتمین جلد این‌مجموعه می‌خوانیم:

یه اتفاق جالب افتاد یه روز
دندون شیریِ خوآکین افتاد
»جونمی جون! فردا یه کادو دارم«
دندونشو به مادرش نشون داد
فردا اومد با کادو زیرِ بالش
«اَه این چیه؟ من اینو دوست ندارم
برش نمی‌دارم من اینو اصلا
همین‌جا زیر بالشم می‌ذارم.»

هرکدام از کتاب‌های این‌مجموعه با ۴۸ صفحه مصور رنگی، شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت ۲ هزار تومان منتشر شده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...