کتاب " زال و سیمرغ " اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی   با مقدمه علی سلطانی گردفرامرزی و تدوین محمدعلی منصوری منتشر شد.

به گزارش مهر، این مجموعه دربردارنده داستان سیمرغ و زال از شاهنامه فردوسی است و  از شاهنامه چاپ آکادمی علوم اتحاد شوروی، سلسله آثار ادبی ملل خاور از انستیتوی خاورشناسی، به اهتمام آ. برتلس، چاپ ‌شده در طی سال‌های 1960ـ1971 نیز بهره گرفته شده ‌است.

در این مجموعه ترجمه خلاصه ‌شده انگلیسی از James A. Atkinson  نیز به متن افزوده شده تا علاقمندان غیرایرانی نیز از آن بهره گیرند.

برپایه این گزارش، نگاره‌ها و تمامی آرایه‌های این مجموعه اثر استاد اردشیر مجرد تاکستانی است. در آفرینش این نگاره‌ها از زاویه دید معمول در تصویرگری ایرانی که تصویرگری عینی روایت است، فاصله گرفته شده و این نگاره‌ها بسیار نزدیک به خیال قهرمان اصلی داستان تصویر شده‌اند.

"زال و سیمرغ " بخشی از شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی  با مقدمه‌هایی از دکتر مهدی محقق عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و رئیس انجمن ترویج زبان و ادب فارسی ایران و دکتر علی سلطانی گردفرامرزی است که انجمن ترویج زبان و ادب فارسی ایران آن را با همکاری بانک تجارت در 185 صفحه  با شمارگان 1000 نسخه، به بهای19000 تومان منتشر کرده ‌است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...