نمایشگاه موضوعی کتاب «فردوسی‌شناسی» از روز شنبه ۲۱ اردیبهشت در کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد برپا می‌شود.

به گزارش مهر، کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد در ادامه روند برگزاری نمایشگاه‌های موضوعی کتاب که چندسالی است برگزار می‌شوند، این‌بار نمایشگاه «فردوسی‌شناسی» را برگزار می‌کند.

این یازدهمین نمایشگاه موضوعی دوهفتگی است که زمان برگزاری‌اش از شنبه ۲۱ اردیبهشت تا پنجشنبه ۲ خرداد خواهد بود و در آن منابع موجود در این کتابخانه که مربوط به فردوسی یا شناهنامه باشند، به نمایش درمی‌آیند.

از جمله اهداف برگزاری این نمایشگاه، دادن پاسخ به چنین سوالی است:

چه آثاری درباره فردوسی و شاهنامه نوشته شده است؟ چگونه می‌توان با معنای واژه‌های شاهنامه آشنا شد؟ اساطیر و پهلوانان شاهنامه چه کسانی هستند؟ نقشه جغرافیایی شاهنامه فردوسی چگونه است؟ از چه سازهایی در شاهنامه نام برده شده است؟ عنوان کتاب‌هایی که بر اساس شاهنامه برای کودکان و نوجوانان بازنویسی شده‌اند چیست؟ نام‌های فارسی شاهنامه کدامند؟ و...

این نمایشگاه در ساعات کار کتابخانه مذکور در تاریخ یادشده در محل این مرکز فرهنگی واقع در خیابان دکتر شریعتی، جنب حسینیه ارشاد برپا می‌شود.

وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...
جهل به ماهیت درد باعث انواع نظریه‌پردازی‌ها و حتی گمانه‌زنی‌ها شده... دوگانه‌انگاری باعث شده آثار مربوط به درد غالباً یا صرفاً به جنبه‌ی فیزیکی بدن بپردازند یا فقط به بعد ذهنی-روانی... درد حتی سویه‌های فرهنگی هم دارد و فرهنگ‌های مختلف در تجربه‌ی درد و شدت و ضعف آن تأثیرگذارند... انسان فقط با درد خودش سروکار ندارد. او با درد دیگران هم مواجه می‌شود... سازوکار درمان نیز به همان اندازه اهمیت دارد؛ یعنی بررسی این مسئله که چگونه سازوکار درد متوقف می‌شود ...
من با موراکامی (بی‌آنکه روحش خبر داشته باشد!) صیغه برادرخواندگی خوانده‌ام!... اغلب شخصیت‌های موراکامی، به‌ویژه در رمان‌ها جوان‌های ۳۵، ۳۶‌ساله‌ای هستند منزوی، زخم‌خورده، گریزان از زندگی عادی کارمندی مثلا و در جست‌وجوی هویت و حل مشکل خود... دست به چه کاری می‌زنی که معنای وجود خود را در دنیایی آشکارا بی‌معنا دریابی؟ آیا آن را چنان‌که هست، می‌پذیری، یا با تمام قوا می‌کوشی دریابی چرا چنین است؟... رمان شبیه جنگل‌کاری است و نوشتن داستان کوتاه مثل ایجاد باغ ...