به گزارش ایبنا، بیش از 150 نسخه خطی و چاپ سنگی با موضوع حضرت علی(ع) (غیر از نهج‌البلاغه‌ و قرآن‌های منسوب به دستخط حضرت) در گنجینه کتب خطی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود که برخی به دلیل قدمت یا آرایه‌های هنری، از نفاست زیادی برخوردار است.
 
از مهم‌ترین آثار منسوب به حضرت امیر(ع)، دیوان اشعار است که نسخه‌های متعددی از آن در آستان قدس موجود است. همچنین نسخه‌های فراوانی از شرح دیوان حضرت علی (ع) شرح حسين بن معين‌الدين ميبدی، به کتابت قرن دهم و یازدهم دارای ترنج و سرترنج و عناوین به شنگرف، جلد تيماج ضربی دارای ترنج و دو سرترنج و ترنج مزين‌شده به برگ‌های اسليمی، عطف و حاشيه تيماج موجود است.
 
آثار دیگری همچون «المناقب والمصائب حضرت علي(ع)» به کتابت قرن 13 قمری، «اولاد حضرت علی (ع) کتابت سال ‎۱۱۸۸‎ قمری»، «ترجمه کلمات حضرت علی (ع)» کتابت سال ‎۱۰۷۱‎ ه.ق، «مناقب مرتضوی»، «شرح دعای کمیل» و «شرح دعای سبا» منسوب به حضرت علی (ع)، «صد حديث در مدح حضرت علی (ع)» کتابت صفرالمظفر سال ‎۱۲۵۶‎ و مناجات‌نامه منظوم حضرت علی (ع) به خط شکسته‌ نستعليق تحريری با نام «نان و حلوا» که اشعار شيخ بهائی است و در سال ‎۱۲۷۲‎ه.ق کتابت شده، ازجمله نسخه‌های موجود است.
 
همچنین، نسخه‌هایی از «غزوات پيامبر(ص) و حضرت علی (ع)» کتابت ‎۱۲۴۸‎ه.ق، «معجزات حضرت علی (ع) برای جمشيد يهودی» کتابت 1272ه.ق، «شرح مناجات حضرت علی (ع)» کتابت قرن ‎۱۲‎ ق، «شرح کلمات قصار حضرت علی (ع)» کتابت قرن ‎۱۲‎ ق، «شرح حديث تمثيل اميرالمومنين»، «نبرد حضرت علی (ع) با ديوان و شيران و ملک عسکريه» کتابت 1272ه.ق، «جواهر المطالب فی مناقب الامام ابی‌الحسن علی بن ابيطالب(ع)» تألیف قرن نهم، از دیگر نسخه‌های مرتبط با حضرت علی (ع) است که در گنجینه کتب خطی آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود.
 
بیش از 138 نسخه در فضایل و منقبت حضرت از دانشمندان برجسته شیعه و اهل سنت نیز در این کتابخانه موجود است که از جملۀ آن، ترجيع‌بند و قصايد و مثنوی در مدح حضرت است.
 
در این میان، آثاری ارزشمند موجود است که بخشی از مطالب آن به حضرت امیر(ع) اختصاص یافته؛ همچون «اربعين» شيخ بهائی کتابت 1089ه.ق که به مسائلی چون تعليم وضو حضرت علی (ع) به حنيفه، سوال سليم بن قيس از حضرت علی (ع) در دروغ‌بستن مردم بر پيغمبر خدا و وصيت حضرت علی (ع) به امام حسن مجتبی (ع) پرداخته. «عيون اخبار الرضا (ع)» ابن بابويه، «سنة الهدايه لهداية السنه» با موضوع امامت علی بن ابيطالب (ع) و تقدم حضرت علی (ع) بر ابوبکر و «محرق القلوب» کتابت 1240 با موضوع شهادت حضرت، از جمله این آثار است.
 
در میان کتاب‌های چاپ سنگی نیز، مجموعه‌ای به زبان اردو در این کتابخانه نگهداری می‌شود که از جمله آن، «آيات جلی يعنی حضرت علی عليه السلام کی زرين اقوال» چاپ سال ‎۱۳۵۵‎ ه.ق، «آثار باقيه يعني صفحه کائنات پر حضرت علی کی کلمات خطبات اور ارشادات» چاپ سال ‎۱۳۵۸‎ ه.ق، «آثار علميه علويه حضرت علی (ع) کی کارنامون کی فهرس»، جنگ‌نامه حضرت علی (ع) با عنوان «جنگ ابيرلالم با جنگ از قوم جن» چاپ 1953 میلادی، «حضرت علی (ع) اور فلسفه جدليت» چاپ 1378 ه.ق و مناجات اميرالمؤمنين حضرت علی (ع) در مسجد کوفه با ترجمه فارسی و اردو را می‌توان نام برد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...