کتاب «شناسنامه غذاها و شیرینی‌های محلی استان آذربایجان شرقی» تنها یک کتاب آشپزی نیست، چراکه فضای طراحی شده در کتاب به‌گونه‌ای است که یاد‌آور دوران‌های گذشته است و به نوعی می‌توان از آن به عنوان یک اثر تاریخی هم یاد کرد.

شناسنامه غذاها و شیرینی‌های محلی استان آذربایجان شرقی مریم احباب

مریم احباب، مدرس صنایع غذایی آموزش فنی و حرفه‌ای و مولف کتاب‌های آشپزی در جایزه جهانی گورمند موفق به کسب رتبه سوم در رده جاده ابریشم شد. وی در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا درباره اثرش با عنوان «شناسنامه غذاها و شیرینی‌های محلی استان آذرباییجان شرقی» که مورد توجه داوران این جایزه بین‌المللی گورمند قرار گرفته است، گفت: این کتاب حاصل سال‌ها فعالیت من در تهیه شیرینی‌های محلی استان آذرباییجان شرقی است. یکی از دلایلی که باعث شد تا به تدوین چینین کتابی بپردازم درخواست گردشگران از دستور پخت شیرینی‌های محلی بود.

وی افزود: هدف اصلی من احیای سنت و فرهنگ ایران به ویژه آداب و رسوم استان آذرباییجان شرقی بود. لازم به ذکر است که بسیاری از غذاها و شیرینی‌های استان تیریز ریشه بسیار قدیمی دارند و لازم بود تا در یک کتاب به صورت مدون گرداوری شود.

در این اثر اطلاعاتی هم درباره ظروف قدیمی و سنتی ویژه استان آذرباییجان شرقی درج شده است و مخاطبان می‌توانند علاوه بر یادگیری شیرینی‌ها شناخت کاملی از آثار هنری و صنایع دستی که مربوط به ظرف‌ها می‌شود، پیدا کنند.

احباب با اشاره به این امر که این اثر تنها یک کتاب آشپزی نیست، عنوان کرد: همانگونه که از عنوان اصلی کتاب هم می‌توان فهمید این اثر به نوعی دانشنامه است. برای مثال در این اثر اطلاعاتی درباره کره‌های محلی استان یا محصولات کشاورزی در ابتدای کتاب توضیحاتی ارائه شده است.

وی با اشاره به دستورالعمل‌های غذایی (رسپی‌ها) در کتابش گفت: با توجه به اینکه سال‌ها سابقه تدریس آشپزی در فضای فنی‌حرفه‌ای را دارم و علاقه هم‌استانی‌هایم به مواد غذایی شیرینی که عامل اصلی آن شرایط طبیعی و اقلیمی است؛ تلاش کردم در میزان دستورالعمل‌ها نهایت دقت را به خرج دهم تا هر فردی بتواند به تنهایی و بدون آموزش دست به تهیه این شیرینی‌ها بزند.

وی گفت: پیش از این اثر کتابی استاندارد در زمینه غذاهای محلی استان آذرباییجان تالیف کرده بودم همچنین کتاب‌هایی چون؛ استاندارد شیرینی‌های سنتی آذرباییجان شرقی، استاندارد حلوای این استان که این آثار در سایت رسمی فنی‌حرفه‌ای هم وجود دارد.

کتاب «شناسنامه غذاها و شیرینی‌های محلی استان آذرباییجان شرقی» ابتدا در سال 2019 در رده محلی به عنوان بهترین کتاب در همین جایزه انتخاب شده بود و در سال جاری میلادی در رده جاده ابریشم هم موفق به کسب رتبه سوم شد.

به گفته احباب فضای طراحی شده در کتاب به‌گونه‌ای است که یاد‌آور دوران‌های گذشته است و به نوعی می‌توان از آن به عنوان یک اثر تاریخی هم یاد کرد. داوران گورمند از این نوع ایده‌پردازی بسیار استقبال کرده بودند. در کل 368 عنوان کتاب برای دبیرخانه این جایزه ارسال شده بود.

وی گفت: فرآیند عکاسی در این اثر متنوع بوده است برخی در موزه‌ها و برخی در فضاهای تاریخی و خانه‌های قدیمی استان صورت گرفته است. همچینن اغلب شیرینی‌ها مربوط به دوران قاجار به بعد است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...