محملی برای گسترش تمدن | ایبنا


نوربرت الیاس [Norbert Elias] یکی از آخرین بازماندگان نسل جامعه‌شناسان کلاسیک و از پیش‌قراولان جامعه‌‏شناسی ورزش، ‬ بر آن است که ورزش کلید شناخت جوامع و ابزاری ممتاز جهت تحلیل فرهنگ و ساختارهای حاکم بر جامعه بوده است. به باور او به واسطه این پدیده می‌توان جوامع و فرهنگ‌ها را بهتر و عمیق‌تر شناخت.

نوربرت الیاس و جامعه شناسی ورزش/ نویسنده کمال جوانمرد

الیاس‬ تلاش کرد تا کارکرد بازی و ورزش را در ایجاد و گسترش تمدن اروپا واکاوی کند‬.‬ او‬ ‬ در‬ زمینه‬ حوزه ورزش، بازی، اوقات فراغت، تفریحات و سرگرمی‌ها‏ تمرکز کرد و در صدد بود تا ضمن بازشناسی نقش ورزش در ایجاد و گسترش تمدن غرب، دیدگاه‏‌های جامعه‏‌شناختی را به این حوزه‏ سوق داده و رهیافت‌های نظری خود را در این زمینه تبیین کند.

وی‬ بر این باور بود که حوزه ورزش برای کمک به تحلیل‌‏های جامعه‏‌شناختی و غنی‌‏تر کردن دانش اجتماعی تأثیرات فراوانی داشته، پس با بهره‌‏گیری از این پدیده‌‏های اجتماعی تلاش کرد تا الگوی نظریِ جامعه‌‏شناختی برای شناخت و تحلیل بهتر ساختارهای اجتماعی را طراحی و ارائه کند.‬ الیاس‬ با الهام از اندیشه‌های مارسل موس، کایووا و هویزینگا بنای جامعه‌‏شناسی خود را بر پایه ورزش و بازی‏ بنیان افکند. ‬ او‬ امرزه این پدیده‌ها را دارای کارکردها و پیامدهای متنوع می‏‌پنداشت. ‬ از این حیث برایر الیاس ورزش فراتر از ورزش جلوه کرده است.

این‬ جامعه‌شناس‬ برجسته‬ به تبارشناسی و بررسی تحلیلی سیر تحول ورزش در ادوار گذشته، به ویژه قرون وسطی تا قرن نوزدهم پرداخته است. او ضمن تشریح تغییرات اجتماعی بیان می‌کند که ورزش و بازی در همه ادوار تمدن‌ها و فرهنگ‏‌های باستان تاکنون وجود داشته و به عنوان عاملی پیش‌ران، در فرایند تحولات و دگرگونی‌های جوامع نقش مؤثری داشته است.

او ورزش مدرن را مولود بازی‏‌هایی برشمرده که ماهیت آن‌ها در گذر زمان دچار دگردیسی و تغییر شده و از بازی‏‌های سنتی و خشونت‌‏بار به ورزش‌‏های قاعده‌‏مند و صلح‌‏آمیز تبدیل شده است. الیاس‬ ورزش را محمل مناسبی برای خویشتن‏داری، خودکنترلی، تعدیل هیجانات و خشونت‌‏ها در راستای فرایند گسترش تمدن به شمار آورده و باور دارد که این دگرگونی‌های ساختاری شرایط ایجاد روند ورزشی‌‏شدنِ جامعه را فراهم کرده و باعث شکل‌گیری و شکوفایی رژیم پارلمانیته در انگلستان شد و به این ‏وسیله گام بلندی در راستای متمدن‏‬ شدن این کشور برداشته شده است.

این صاحب‌نظر حوزه جامعه‌شناسی، ورزش را از مهم‏ترین و بارزترین شاخص‌ها در روند تمدن دانسته و در کتاب ماندگار خود با عنوان «فرایند متمدن‌شدن» [The Civilizing Process] به تبیین این روند پرداخته و در این وادی به تشریح نظریه بدن روی آورده و بدن را پدیده‌ای تابع نیروهای فرهنگی و آموزشی یک جامعه و از ارکان اساسی تمدن قلمداد کرده تا آن‌جا که واژه تمدن را با مفهوم بدن متمدن و کنترل‌شده یکی دانسته و تأکید کرده که انسان متمدن کسی است که بتواند خشم خود را مهار کرده و بر بدنش کنترل داشته باشد.

در کتاب «نوربرت‌الیاس و جامعه‌شناسی ورزش»، نخست به تشریح زندگی و میراث فکری الیاس پرداخته شده و آن‌گاه در فصل دوم نیم‬ ‏نگاهی به آراء و اندیشه‌های این جامعه‌شناس آلمانی افکنده و کاربست دستگاه نظری و خاستگاه اندیشه‌های اجتماعی و فکری او مورد واکاوی قرار گرفته است. سپس نحوه شکل‌گیری تمدن و تحلیل آن از منظر جامعه‌شناسی فرایندی و پیکربندی را به نظاره می‌نشینیم.

فصل سوم این کتاب، به شرح دیدگاه‌های الیاس در زمینه جامعه‌شناسی ورزش و تحلیل بن‏‬ مایه‌‏های آراء او در این حوزه پرداخته است. در این جستار همچنین مفهوم بدن و عادت‌واره از چشم‌انداز وی بررسی شده و رابطه ورزش با ویژگی‌های شخصیتی و روابط قدرت مورد تحلیل قرار گرفته است.

فصل چهارم، دیدگاه این صاحب‌نظر در زمینه بازی و انواع مدل‌های آن مورد واکاوی قرار گرفته است. الیاس با رهیافت شکسپیری جهان را به یک بازی بزرگ تشبیه کرده و بر آن بود که بازی و مدل‌های آن به عنوان فرایندی اجتماعی، ناظر بر حیات انسانی و تشکیل‌‏دهنده شبکه ارتباطی هستند. الیاس با این رویکرد، در پی طراحی و ارائه الگویی جهت کشف علل تغییر در الگوهای رفتاری اروپاییان و چگونگی پیدایش تمدن مدرن غرب بوده و نقش ورزش و بازی‌‏ها در این رهگذر را تبیین کرده است. سرانجام در فصل پایانی، ارتباط بین تمدن و ورزش مورد مداقه قرار گرفته و سیر تحول پدیده ورزش و روند دگردیسی آن از بازی‏‌های سنتی و خشن به ورزش‌‏های مدرن و صلح‌‏آمیز تحلیل شده است. فرایندی که در آن ورزش بر الگوهای رفتاری اروپاییان تأثیر گذاشته و فرایند ورزشی‬ ‏شدن را در جامعه فراگیر کرده تا زمینه را برای ایجاد و گسترش تمدن غرب فراهم‬ کند.

انتشارات بزنگاه کتاب «نوربرت‌الیاس و جامعه‌شناسی ورزش» نوشته دکتر کمال جوانمرد را در ۱۸۸ صفحه به بهای ۲۵۰ هزار تومان در تابستان ۱۴۰۴ منتشر کرده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...