نمایشنامه «مونودرام‌های زنانه» و کتاب طنز «زرافه‌بودن یا زرافه‌نبودن؟» توسط نشر داستان منتشر و راهی بازار نشر شدند.

مونودرام‌های زنانه طنز زرافه‌بودن یا زرافه‌نبودن؟

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نمایشنامه «مونودرام‌های زنانه» نوشته مهشید حسینیان و کتاب طنز «زرافه‌بودن یا زرافه‌نبودن؟» نوشته مرتضی رویتوند به‌تازگی توسط نشر داستان منتشر و راهی بازار نشر شده‌اند.

«مونودرام‌های زنانه» شامل ۱۰ منودرام است و شخصیت اکثر این‌منودرام ها یک زن است. روایت‌ها درباره موقعیت و وضعیت زنان مختلف در سنین مختلف و در زمان‌های متفاوت است. و منودرام‌ها به‌نوعی به واسطه شخصیت‌ها به هم مرتبط هستند.

عنوان منودرام های چاپ‌شده در این‌کتاب عبارت است از:

«مونودرام اول: احمد آقا»، «مونودرام دوم: سوت»، «مونودرام سوم: کبریت سوخته»، «مونودرام چهارم: زیر زمین»، «مونودرام پنجم: لی لی»، «مونودرام ششم: سیبیل»، «منودرام هفتم: تهران- بانکوک»، «مونودرام هشتم: رژلب کالباسی»، «مونودرام نهم: خالی» و «مونودرام دهم: لالایی وال»

بخشی از منودرام اول(احمد آقا) این‌کتاب که با تاثیر از داستان سنگ صبور صادق چوبک نوشته شده، به این‌ترتیب است:

صحنه‌ای مشوش، که می‌توان به آن نام حیاط یک‌خانه را داد، حوضی در میان این حیاط قرار دارد که‌برگ‌های خزان در آن پریشان‌اند، در سه‌گوشه‌ی صحنه ۳ قاب بزرگ چوبی، به‌مثابه سه در اتاق دیده می‌شود،زنی ۲۰ ساله و آبله‌رو از درون قاب خود که مملو از چرخ و پارچه‌های رنگی و منقل نیز به چشم می‌خورد،بیرون می‌آید،پاچه‌های شلوار را بالا میزند و چادر را دور کمر و گردن می‌بندد و به میان حوض می‌آید،سینی‌ای را از داخل حوض بیرون می‌آورد و لب حوض می‌گذارد و در حین کلام،پارچه‌های رنگی را داخل آب حوض می‌شوید و می‌چلاند،داخل سینی می‌گذارد:

بلقیس:

من می‌خوام بدونم،این چه طور شده خونه نمی‌یاد،اینش دیگه تازگی داره!چشمم روشن!حالا دیگه خوب راهشم یاد گرفته،شبم بیرون می‌خوابه،کارش از صیغه‌میغه گذشته،حلال و حروم دیگه براش فرقی نمی‌کنه،معلومه،این از روز اولش زن سالمی نبود.این ارّه خانم جایی نمی‌خوابه که آب زیرش بره،خیلی سرش میشه،با اون قر و قربیله و اطواری که اون می‌آد، زود مردارو خر می‌کنه...

این‌کتاب با ۸۰ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۳۲ هزار تومان منتشر شده است.

کتاب طنز «زرافه‌بودن یا زرافه‌نبودن؟» نوشته مرتضی رویتوند هم دیگر کتاب جدید نشر داستان است.

این کتاب شامل گزیده ای از یادداشت‌های طنزآمیز مرتضی رویتوند، روزنامه‌نگار و نویسنده قزوینی است که پیشتر در مطبوعات مختلف منتشر ‌شده‌اند. رویتوند در یادداشت‌های این‌کتاب با نگاهی طنزآمیز و انتقادی به مسائل روز جامعه پرداخته و روایتی داستانی به آنها بخشیده است.

بخشی از یادداشت «ماجراهای کاندیدا شدن آقای قول» را از این‌کتاب می‌خوانیم:

آیا می‌دانید اولِ اول قول و غول یک واژه بودند؟ آیا می‌دانید اولِ اول اصلا ما غول نداشتیم؟ آیا می‌دانید اولِ اول واژه قول اختراع شد، بعد غول؟

سال‌ها پیش، شاید قرن‌ها پیش در سرزمین چین ‌و ماچین، مردی بود بسیار خوش‌قول. او به قول بسیار اهمیت می‌داد. هر قولی می‌داد، حتما به آن عمل می‌کرد. در تاریخ آمده است او یک‌بار قول داد همه زمین‌های سرزمینش را شخم بزند و خیلی زود به قولش عمل کرد و طی چند ماه همه زمین‌ها را با یک بیل و به‌تنهایی شخم زد. همه مردم آن سرزمین، او را به خوش‌قولی می‌شناختند تا آن‌که خدا پسری به او داد. او به‌دلیل اهمیتی که به قول می‌داد و نیز به‌دلیل آن‌که پسرش هم، چون خودش خوش‌قول باشد، نام پسرش را قول گذاشت.

این‌کتاب هم با ۱۲۰ صفحه، شمارگان ۴۰۰ نسخه و قیمت ۴۴ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...