سعید حمیدیان شرح غزل‌های حافظ را پس از 30 سال و در 3000 صفحه به پایان برد و از حروفچینی جلدهای اول و دوم آن خبر داد.

سعید حمیدیان در گفتگو با مهر، با اعلام این خبر گفت: کار تدوین این کتاب در حدود 3000 صفحه تمام شده است. از من خواسته‌اند این کتاب را در چهار جلد تحویل دهم که بعید می‌دهم بتوانم این کار را بکنم و به احتمال زیاد 5 جلد خواهد شد.
 
حمیدیان شرح غزل‌های حافظ را با مبنا قرار دادن تصحیح
پرویز ناتل خانلری و نگاهی به دیگر تصحیحات از جمله ویرایش علامه محمد قزوینی به صورت پراکنده از 30 سال قبل و تقریباً همزمان با شروع تدریس در دانشگاه علامه طباطبایی، آغاز کرده بود و از همان زمان عنوان کلی "شرح شوق" را برای آن انتخاب کرده بود.
 
این حافظ ‌پژوه افزود: جلد اول این کتاب مشتمل بر بحث‌های موضوعی و هر آن چیزی است که مربوط به حافظ می‌شود؛ اینکه او که بوده و چه شعرهایی سروده و نحوه زندگی‌اش چگونه بوده است. در واقع این جلد که چندی است حروفچینی هم شده و به زودی توسط نشر قطره به چاپ می‌رسد، مدخلی است بر بحث اصلی یعنی همان شرح غزل‌های حافظ.
 
وی اضافه کرد: با جلد دوم که حروفچینی آن هم تمام شده است، من وارد شرح غزل‌ها شده‌ام و غزل به غزل و بیت به بیت را شرح و تحلیل کرده‌ام. این کار تا پایان کتاب ادامه پیدا کرده است.
 
حمیدیان با اشاره به تمهیدی که برای پیشگیری از دریافت متناقض از ابیات حافظ به خاطر استفاده از شیوه شرح بیت به بیت محتمل است، گفت: طبیعتاً در شرح بیت به بیت غزل‌های عمیق شاعری مانند حافظ، احتمال اینکه ما در یک بیت به یک معنا برسیم و در بیت دیگر به معنایی متضاد با آن، وجود دارد و به همین خاطر سعی کرده‌ام علاوه بر شرح هر کدام از ابیات غزل‌ها، هر کدام از غزل‌ها را به صورت جداگانه و در یک ساختار کلی و واحد تحلیل کنم.
 
استاد ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه افزود: در این شرح تمامی لغات و حتی حروفی که احیاناً معنایی از آنها مستفاد می‌شود، معنا و در صورت لزوم تحلیل شده‌اند.
 
وی با اعلام پایان کار تدوین شرح غزل‌های حافظ در عین حال از ویرایش دوباره آن خبر داد و گفت: طبیعتاً من در پاره‌ای از اوقات یادم رفته مطالبی را در شرح بعضی ابیات بیاورم و برای جلوگیری از اشتباهات احتمالی در این زمینه هم، در حال مرور دوباره کار هستم.
 
سعید حمیدیان درباره ناشر این کتاب هم یادآور شد: انتشارات قطره این کتاب را چاپ خواهد کرد و گویا قصد دارد در آینده نزدیک و برای آشنایی مخاطبان با شرح غزل‌های حافط، مقدمتاً جلد نخست آن را به چاپ برساند.
 
این حافظ ‌پژوه در مورد علت چاپ نشدن همزمان همه مجلدهای این کتاب و نیز زمان چاپ آن هم گفت: درباره زمان قطعی چاپ یک کتاب و از جمله همین کتاب در ایران نمی‌شود نظر دقیقی داد اما در مورد علت چاپ نشدن همزمان همه مجلدها همانطور که گفتم به خاطر اینکه زمینه برای مخاطب فراهم شود، جلد اول چاپ خواهد شد و این احتمال دور از ذهن نیست که 3 یا 4 جلد دیگر بعداً و به صورت یکجا چاپ شود.

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...