مجموعه داستان کوتاه «آن‌جا سیگار مفتی می‌دهند» نوشته فریده ترقی چاپ و منتشر شد.

آن‌جا سیگار مفتی می‌دهند فریده ترقی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب سومین کتاب فریده ترقی است و شامل ۱۹ داستان کوتاه است با عناوین:

آنجا سیگار مفتی می‌دهند / زیر سایه چنار پیر / وساطت / سلطه خون / نامه‌های بی پاسخ / یک برش کیک / مسافران بدون بلیت / لبخندی برای نگاه تو / چادری با گل‌های تیره / من و جالی / از انتهای بُن بست / عکس آقا جان / یک دانه نان / سه بریده کوتاه از زندگی / همه زندگی من / زرداب ترس / قرعه پنج نفره / نباید بلیتش را می‌فروخت / هراشِ دریا

برخی از این داستان‌ها در جشنواره‌های مختلف برگزیده شده‌اند.

بخشی از یک داستان کوتاه:

باد در میان پیراهنش چرخیده و موهایش را آشفته می‌کند. نفسی عمیق می‌کشد آن‌قدرکه هیاهوی طبیعت جای آشفتگی ذهنش را بگیرد. مردی فانوس به دست و بیل به دوش به حبیب نزدیک شده و از گوشه چشم نگاهی به خانه می‌اندازد. می‌پرسد:
«چطوری حبیب آقا؟ اون زن کی بود؟»
حبیب بعد از مدت‌ها، بلند، جوری که صدایش درخواست‌ها و عطش کنجکاوی‌ها را بخواباند می‌گوید:
چهل وپنج سال قبل در شبی سرد. زنی در گوشه‌ای از این دنیا دردش می‌گیرد و ساعتی بعد او به دنیا می‌آید. پنج سال بعد همان زن در ظهری گرم و آفتابی بار دیگر دردش می‌گیرد و من به دنیا می‌آیم…

کتاب «آن‌جا سیگار مفتی می‌دهند» نوشته فریده ترقی، در ۵۰۰ نسخه، در ۱۵۶ صفحه رقعی، به قیمت ۳۸ هزارتومان توسط انتشارات نشر داستان چاپ و منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...