وزیر فرهنگ مصر از برگزاری برنامه‌هایی به مناسبت پانزدهمین سالگرد درگذشت «نجیب محفوظ»، نویسنده مطرح مصر و جهان عرب خبر داد.

نجیب محفوظ

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، «ایناس»، وزیر فرهنگ مصر، اعلام کرد: به‌مناسبت پانزدهمین سالگرد درگذشت نجیب محفوظ بازدید از موزه محفوظ از تاریخ ۳۰ آگوست به مدت یک هفته برای بازدیدکنندگان رایگان خواهد بود.

فتحی، رییس صندوق توسعه فرهنگی نیز اعلام کرد به همین مناسبت برنامه‌هایی برای بزرگداشت این نویسنده مصری که از بزرگان ادبی جهان عرب به شمار می‌رفت و توانسته بود جایزه نوبل ادبی را از آن خود کند در هفته اول سپتامبر برگزار خواهد شد.

او در توضیحی گفت: از جمله برنامه‌های تدارک دیده‌شده برای این هفته، افتتاح کتابخانه برندگان نوبل ادبی با حضور خانم «منیوس» سفیر کلمبیا در مصر است. قرار است ایشان یک دوره از آثار گابریل گارسیا مارکز نویسنده بزرگ کلمبیایی را که او هم برنده جایزه نوبل شده بود به این کتابخانه اهدا کند.

«نجیب محفوظ» اولین نویسنده جهان عرب بود که توانست در سال ۱۹۸۸ جایزه نوبل ادبیات را به‌دست آورد. برخی «الثلاثیه» را بزرگ‌ترین اثر این نویسنده معروف جهان عرب می دانند. این کتاب در واقع سه رمان مختلف است که در آن نجیب محفوظ به بررسی هوشمندانه زندگی سه نسل از خانواده‌های مختلف مصری از جنگ جهانی اول تا بعد از سقوط ملک فاروق می‌پردازد. او تلاش دارد در این کتاب اندیشه‌ها و رفتارهای این سه نسل را همراه با تغییرات اجتماعی‌ای که در طی آن سال‌ها در مصر ایجاد شده است به رشته تحریر درآورد.

«نجیب محفوظ» در سال ۲۰۰۶ میلادی در ۹۴ سالگی از دنیا رفت.

موزه «نجیب محفوظ» در محله جمالیه در مرکز قاهره واقع است که به آن قاهره اسلامی نیز می‌گویند؛ درست نزدیک محل تولد این نویسنده. او از آدم‌ها و خانه‌ها و کوچه‌ها و قهوه‌خانه‌ها برای نوشتن بخش اعظم داستان‌ها و رمان‌هایش بهره برد. موزه در ساختمان تاریخی دوطبقه «تکیه ابوالدهب» برپا شده که سبک معماری آن عثمانی قرن هجدهم است. در موزه مجموعه‌ای از وسایل شخصی «نجیب محفوظ» به نمایش درآمده است؛ از میز تحریر این نویسنده که از چوب ماهون ساخته شده، آخرین پاکت سیگارش تا دست‌نوشته‌ها و جوایزی که به دست آورد.

در اتاقی نیز همه آثار منتشرشده او، چه چاپ‌های قدیمی و چه چاپ‌های جدید، جای داده شده است. یک کتابخانه صوتی و یک کتابخانه شامل کتاب‌های تاریخی و پژوهشی درباره نجیب محفوظ، از دیگر بخش‌های این موزه است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...