مجموعه سه‌جلدی «من یک دخترم، حرف‌هایی درباره زندگی دخترانه» نوشته لیلا سلیقه‌دار منتشر شد.

من یک دخترم، حرف‌هایی درباره زندگی دخترانه لیلا سلیقه‌دار

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این مجموعه با هدف آموزش حل تعارض‌ها و مهارت تصمیم‌گیری توسط انتشارات مدرسه منتشر و روانه بازار نشر شده است.

در معرفی «من یک دخترم، حرف‌هایی درباره زندگی دخترانه» توسط ناشر آمده است: همه افراد به ویژه نوجوانان به خاطر چالش‌ها، دغدغه‌ها و مسائلی که در گذر زندگی عادی و معمولی برای‌شان پیش می‌آید نیازمند این هستند که بتوانند مهارت‌های زندگی را به صورت عملی‌تر، زنده‌تر و قابل لمس‌تر تجربه و تمرین کنند و یاد بگیرند. مهارتی که زمینه‌سازی می‌کند چگونه با کمک توانایی و پتانسیل‌های درونی خودشان راه درست را از راه نادرست تشخیص دهند و تصمیم مناسب‌تری را نسبت با مسائل گوناگونی که با آن روبه‌رو می‌شوند اتخاذ کنند.

بر همین اساس انتشارات مدرسه مجموعه خودآموز «من یک دخترم » را با توجه به تکیه بر نوع تفکر و مهارتی که با آن مواجه می‌شود بر پایه مبانی اسلامی یعنی با نگاه اسلامی و ایرانی برای دختران نوجوان در قالب سه جلد به قلم لیلا سلیقه‌دار چاپ و روانه بازار کرد.

نویسنده در این کتاب با ارئه تمرین و کارگاهی که به صورت نوشتاری برگزار می‌کند آن را به یک کتاب خودآموز تبدیل کرده است تا سنین ۱۲ تا ۱۸ سال بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. علاوه بر این‌ها کتاب پرسش‌محور است و با ایجاد چالش و غیر مستقیم‌ ذهن بچه‌ها را نشانه‌گیری می‌کند.

لیلا سلیقه‌دار دکترای برنامه‌ریزی آموزشی دارد و عمده فعّالیتش مشاوره است. تاکنون تألیفات زیادی به صورت فردی و گروهی در این زمینه داشته است. سلیقه‌دار مدرس دوره‌ آموزش خانواده و دوره مهارت‌های زندگی و مشاور تحصیلی، رشد و تربیتی کودکان و نوجوانان نیز هست.

مجموعه مصور سه جلدی «من یک دخترم» مشتمل بر ۹ فصل در فروشگاه‌های سراسر کشور در دسترس مخاطبان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

زن با وقاحتی بی‌اندازه و خشمی غرورآمیز با کلفتش حرف می‌زند: «بروید عقب. شما بوی حیوانات طویله را می‌دهید... نوبت به کلفت می‌رسد و او با همان خشونت خشماگین و باورنکردنی، بیزاری خود را از وضع زندگی‌اش ابراز می‌دارد. درست در لحظه‌ای که به اوج خشم و خروش رسیده است و گویی می‌خواهد اربابش را خفه کند، ناگهان صدای زننده و بی‌موقع ساعت شماطه بلند می‌شود. بازی به پایان می‌رسد... محبت سطحی و ارزان‌یافته و تفقدآمیز خانم خانه هیچ مرهمی بر دل چرکین آنها نمی‌نهد ...
در دادگاه طلاق هفتمین زنش حضور دارد... هر دو ازدواج‌های متعدد کرده‌اند، شکست‌های عاطفی خورده‌اند و به دنبال عدالت و حقیقتند... اگر جلوی اشتهاتون به زن‌ها رو نگیرین بدجوری پشیمون می‌شین... اشتتلر تا پایان داستان، اشتهایش را از دست نداد، ترفیع شغلی نگرفت و پشیمان هم نشد... دیگر گاوصندوق نمی‌دزدند بلکه بیمه را گول می‌زنند و با ساختن صحنه تصادف، خسارت می‌گیرند... صاحب‌منصب‌ها و سیاستمداران، پشت ویترین زندگی‌شان، قانون و عدالت را کنار می‌گذارند ...
زنی خوش‌پوش و آراسته که خودش را علاقه‌مند به مجلات مد معرفی می‌کند... از تلاش برای به قدرت رسیدن تا همراهی برای در قدرت ماندن... قانون برای ما، تصمیم حزب است... پژوهشگرانی که در رساله‌های علمی به یافته‌های دانشمندان غربی ارجاع می‌دادند به «دادگاه‌های شرافت» سپرده می‌شدند... دریافت جایزه خارجی باعث سوءتفاهم بین مردم کشور می‌شد... ماجرای ویلایی که با پول دولت ساخت همه‌ خدمات او به حزب را محو کرد... سرنوشت تلخ او خودکشی ست ...
روابط متقابل زردشتیان و مسلمانان... ادبیات پیش‌گویانه با ایجاد مشابهت‌هایی میان تولد و زندگی‌نامه‌ی محمد[ص]، زردشت و شاهان ایرانی برقراری روابط اجتماعی میان دو گروه را آسان‌تر کرد... پیروزی مسلمانان تجلی لطف خداوند توصیف می‌شد و هر شکست زردشتیان گامی به سوی آخرالزمان... از مهمترین علل مسلمان شدن زردشتیان: ایمان خالصانه به اسلام، باور به اینکه پیروزی‌های اعراب اعتبار اسلام را تأیید می‌کند، به‌دست آوردن آزادی(اسیران)، تهدید به مرگ، انگیزه‌های مالی و اجتناب از پرداخت خراج ...
جنبش‌های اجتماعی نوعی همبستگی اجتماعی به ارمغان می‌آورند که می‌توانند فرصتی برای احیای دو عنصر کلیدی حیات مبتنی بر سرمایه اجتماعی ـ یعنی ارزش‌های مشترک و ارتباطات بیشتر ـ فراهم کند... «اجتماع» عرصه‌ای است که نه منافع فردی در آن سیطره دارد، نه فرد در جمع ذوب شده است... سه‌ضلع دولت، بازار و اجتماع سرنوشت جامعه را رقم می‌زنند... برخورد انحصارگرایانه گروه‌های مذهبی نسبت به سکولارها در داخل و دین‌ستیزی بنیادگراهای سکولار در خارج کشور، منازعه‌ای برابر نیست ...