کتاب «تاریخ غیرت» داستانی است از مقاومت مردم همدان در مقابل یورش لشکر عثمانی. کتابی که نویسنده‌ در زمان نگارش آن فقط ۱۷ سال داشت.

تاریخ غیرتموسی نثری همدانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، «تاریخ غیرت»، نوشته موسی نثری همدانی، رمانی است تاریخی که در بازه زمانی سال‌های پایانی حکومت صفویه روایت می‌شود؛ دوره‌ای که دربار ایران محل آمد و شد افراد فاسد است و مملکت محل تاخت و تاز اقوام مختلف.

موسی نثری همدانی در سال 1260 در دستجرد کبودرآهنگ همدان متولد شد. هرچند در میان عامه مردم چندان شناخته شده نیست، اما نثری را باید از پایه‌گذاران و نویسندگان تأثیرگذار در حوزه‌های مختلف دانست. او در زمینه‌های گوناگون ادبی فعالیت کرده، از جمله روزنامه‌نگاران سال‌های پایانی قاجار و اوایل پهلوی است، در غزل دستی داشته و ... اما آنچه نثری را نسبت به هم‌عصران خود متمایز می‌کند، تأثیر او بر رمان‌نویسی تاریخی است که «تاریخ غیرت» از جمله نمونه‌های موفق در کارنامه اوست. نثری علاوه بر این کتاب، آثار دیگری نیز در این ژانر دارد که از این جمله می‌توان به رمان «عشق و سلطنت» اشاره کرد.

«تاریخ غیرت» رمانی است تاریخی با چاشنی عشق. داستانی است از شرح مقاومت مردم همدان در مقابل هجوم سپاه عثمانی به فرماندهی احمد پاشا در سال 1136 هجری قمری. دست‌نویس این اثر سال‌ها مفقود بود و گاه به اشتباه آن را جلد نخست از رمان سه‌جلدی «عشق و سلطنت» می‌پنداشتند. تا اینکه پس از پیدا شدن این دست‌نویس، رمان برای نخستین‌بار با تلاش مهدی به‌خیال و با ویراست مصطفی قهرمانی‌ارشد منتشر شد و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.

این اثر را می‌توان از چند وجه اثری خواندنی معرفی کرد؛ نخست تبحر نویسنده در خلق یک رمان تاریخی است؛ آن هم در زمانی که نگارش در این ژانر چندان در ایران سابقه طولانی ندارد. نحوه روایت و سبک نویسنده در خلق «تاریخ غیرت» نکته مثبت دیگر این اثر است. او با استادی تمام عشق و حماسه را به هم گره می‌زند و از دل آن داستانی پر از کشش و تعلیق را روایت می‌کند.

«تاریخ غیرت» را از وجه دیگری نیز می‌توان توصیف کرد. نویسنده در این کتاب دست مخاطب خود را می‌گیرد و به کوچه پس کوچه‌های شهر همدان، در آستانه یورشی عظیم می‌برد. نگاه جامعه‌شناسانه به رمان و از سوی دیگر، توجه و تمرکز نویسنده بر فرهنگ جاری بر این منطقه از دیگر نکاتی است که برای مخاطب امروز جالب توجه است. همیاری اقلیت‌های دینی مانند یهودیان به هم‌وطنان مسلمان خود، وطن‌دوستی و مقاومت در نگاه مردم آن زمان، معماری و سبک زندگی و ... همگی از نکاتی است که از دریچه یک نویسنده نکته‌بین نقل شده است.

گویا نثری قرار بود دو جلد دیگر را نیز بر این اثر بیفزاید، اما بنا به دلایلی منصرف می‌شود و حتی از انتشار «تاریخ غیرت» نیز جلوگیری می‌کند. طی یکصد سال گذشته آثار متنوعی در حوزه تاریخ نوشته شده است، آثاری که هر کدام بر تمرکز بر بخشی از تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین، قصه‌ای را روایت می‌کند. در این میان «تاریخ غیرت» جزو اولین تلاش‌ها به سبک داستان‌های امروزی است؛ اثری که خواندنش ما را به یاد «آتش بدون دود» ابراهیمی نیز می‌اندازد.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...