«بمباران هیروشیما و ناگازاکی» [The atomic bombings of Hiroshima and Nagasaki] دومین جلد از مجموعه کتاب‌های «چشم‌اندازهایی از تاریخ معاصر جهان» از سوی انتشارات ققنوس منتشر و روانه بازار نشر شد.

بمباران هیروشیما و ناگازاکی» [The atomic bombings of Hiroshima and Nagasaki] سیلویا انگدال [Sylvia Engdahl]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ بمباران هیروشیما و ناگازاکی نوشته سیلویا انگدال [Sylvia Engdahl] است که توسط شهربانو صارمی ترجمه شده است.

بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی از بحث‌برانگیزترین رویدادهای تاریخ جنگ جهانی دوم است،آیا استفاده از بمب اتمی برای پایان دادن به جنگ ضرورت داشت؟ کشتن 200 هزار نفر با دو بمب اتمی بدتر بود یا مرگ 500 هزار نفر و حتی بیشتر با بمب‌های متعارف؟ کشتن غیر نظامیان برای نجات جان تعداد بیشتری از آن‌ها توجیه‌پذیر است؟ نظرها درباره این موضوع بسیار متفاوت‌اند. در این کتاب این واقعه را از منظر افراد مختلف می‌خوانیم، از ترومن رئیس‌جمهور وقت آمریکا گرفته تا خلبان هواپیمای بمب‌افکن، شاهدان حادثه، فیزیکدان هسته‌ای، روزنامه‌نگاران، فعال صلح ژاپنی و غیره.

مجموعه کتاب‌های «چشم‌اندازهایی از تاریخ معاصر جهان» از دیدگاه‌های مختلف به رویدادهای سرنوشت‌ساز تاریخ معاصر می‌پردازد. هر جلد با استفاده از منابع دست اول و دوم، اطلاعات زمینه‌ای، مباحث پیرامونی و روایت‌های اول شخص افراد نگاهی دارد به یکی از رویدادهای مهم تاریخ معاصر جهان. تمام کتاب‌های این مجموعه دارای فهرست مطالب توضیحی، گاهشمار، کتابشناسی و نمایه است.

انتشارات ققنوس این کتاب را در 202 صفحه به قیمت 35 هزار تومان منتشر و روانه بازار نشر کرده است.

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...