«ما محافظان آب هستیم» [We are water protectors] نوشته کارل لیندستروم [Carole Lindstrom]، ترجمه محمدمهدی سیدناصری و بازنویسی طاهره شاه محمدی توسط نشر ذکر منتشر شد.

ما محافظان آب هستیم» [We are water protectors] کارل لیندستروم [Carole Lindstrom]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، آب عنصری ضروری برای زندگی است. توسعه اجتماعی و اقتصادی یک‌سره به آب گره خورده است. منابع آب در سراسر جهان از جمله مهم‌ترین موضوعات مورد توجه جامعه جهانی در سال‌های اخیر بوده است. بسیاری از کنفرانس‌ها و مجامع برگزار شده و قطعنامه‌ها و اعلامیه‌هایی توسط سازمان ملل متحد به عنوان مهم‌ترین و بزرگ‌ترین سازمان بین‌المللی در جهان به تصویب رسیده است.

همه می‌دانیم که بیش از دو سوم کره زمین را آب فرا گرفته است، اما زمانی به ارزش آب شیرین پی می‌بریم که بدانیم از این همه آب موجود در جهان تنها حدود ۲/۵ در صد آن را آب شیرین تشکیل داده است و از این مقدار هم حدود ۷۰ در صد آن به صورت یخ در قطب شمال و جنوب یا به صورت آب‌های زیر زمینی عمیق با عمق بیش از دو هزار متر است که برای ما غیر قابل دسترسی است.

در مجموع می‌توان گفت از کل آب‌های موجود بر روی این کره خاکی تنها یک درصد آن به صورت آب شیرین قابل شرب برای بشر است که بر اساس گزارش سازمان یونسکو اگر همه آب‌های موجود در جهان را یک گالن فرض کنیم کل آب شیرین را باید به اندازه یک قاشق چای خوری در نظر گرفت.

به عقیده بسیاری از کارشناسان، کمبود دسترسی ساکنان کره خاکی به آب به زودی یکی از بحران‌های جدی در جهان خواهد بود. کما این‌که هم‌اکنون نیز کمبود منابع آب شیرین و افزایش آلودگی آب اقیانوس‌ها چالشی جدی است. اکنون فرصتی است برای حفظ منابع با ارزش آب، تا نسل‌های آینده از تهدید نبود دسترسی کافی به آب و پیامدهای آن در امان باشند.

داستان کتاب «ما محافظان آب هستیم» طرحی کودکانه از رابطه مقدس بین بشریت و همه موجودات زنده است. مار سیاه تمثیلی از آلودگی‌ها، سوءمدیریت‌ها و ناآگاهی‌ها نسبت به زمین و منابع موجود در آن است که در نگاهی متفاوت تبدیل به تهدیدی برای موجودیت و سلامت آب و حیات موجودات روی زمین شده است. مبارزه و تلاش برای نابودی این موجود همانا حفظ و نگهداری منابع محدود آب است. این داستان تلاش می‌کند به کودکان بیاموزد احترام به مادر زمین و همه موجودات زنده آن وظیفه همه انسان‌هاست.

وقتی این کتاب را برای فرزندتان می‌خوانید، به او بگویید باید با زمین طوری رفتار کنیم که دوست داریم با ما رفتار کنند!

«ما محافظان آب هستیم» نوشته کارل لیندستروم برنده هشت جایزه بین المللی شده است که توسط کتاب‌های قاصدک واحد کودک انتشارات ذکر با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۸,۰۰۰ تومان با ترجمه محمدمهدی سیدناصری و بازنویسی طاهره شاه محمدی وارد بازار نشر کشور شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...