کتاب «انقلاب کوبا» [The Cuban Revolution (Perspectives on Modern World History)] ویراسته مایرا ایمل با ترجمه سیما مولایی توسط انتشارات ققنوس راهی بازار نشر شد.

انقلاب کوبا» [The Cuban Revolution (Perspectives on Modern World History)]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی‌ این کتاب سال ۲۰۱۳ توسط انتشارات بهشت سبز (Greenhaven press) منتشر شده است.

در جریان انقلاب کوبا، سال ١٩٦١، فیدل کاسترو اعلام کرد کوبا کشوری سوسیالیستی است. کوبا در دهه ١٩٧٠ توانست به موفقیت‌هایی به‌ویژه در زمینه آموزش و پرورش، خدمات پزشکی و بهداشت دست پیدا کند. شمار زیادی از مردم کار پیدا کردند و برابری و ثبات بیشتری برقرار شد. اما در همان حال آزادی‌های سیاسی کاهش یافت و کسانی که پیرو خط مشی کاسترو نبودند سرکوب شدند. در سال ١٩٨٠ کوبا با مشکل بزرگی روبه رو شد. در نتیجه بسیاری از مردم شغلشان را از دست دادند، مواد خوراکی سهمیه‌بندی شد و زندگی مردم سخت‌تر شد. هزاران نفر از کوبا گریختند و به ایالات متحده پناهنده شوند.

بنا به گزارش دیده‌بان حقوق بشر در ژانویه ٢٠١٢، «کوبا تنها کشوری در آمریکای لاتین است که هر گونه مخالفت سیاسی را کاملاً سرکوب می‌کند.» در این‌گزارش اعلام شده کوبایی‌هایی که از حکومت انتقاد می‌کنند به عنوان جنایتکار محاکمه می‌شوند؛ همه رسانه‌ها در کنترل دولت هستند و هیچ‌ آزادی بیانی وجود ندارد. همچنین شهروندان اجازه خارج‌شدن از کوبا یا بازگشت به کشور را ندارند؛ مگر آن که اجازه رسمی دولتی دریافت کنند که در بیشتر مواقع به آن‌ها داده نمی‌شود.

کتاب «انقلاب کوبا» مجموعه‌مقاله‌ای درباره پیروزی انقلاب کوبا و روزگار مردم این‌کشور پس از این‌مقطع تاریخی در آمریکای جنوبی است. بخش‌بندی‌های کتاب پیش‌رو هم مانند دیگر عناوین مجموعه «چشم‌اندازهایی از تاریخ معاصر جهان»‌ است و به‌ترتیب زمینه‌های تاریخی، بحث‌هایی درباره موضوع و روایت‌های شخصی را شامل می‌شود. به این‌ترتیب بخش‌های «انقلاب کوبا» به این‌ترتیب‌اند: «زمینه تاریخی انقلاب کوبا»، «بحث‌هایی درباره انقلاب کوبا» و «روایت‌های شخصی».

در بخش اول ۷ دیدگاه درج شده که به این‌ترتیب‌اند: «انقلاب کوبا: بازنگری کوتاه»، «تهاجم یکشنبه گذشته به کوبا پنهان در رمز و راز»، «آغاز مبارزه شورشیان کوبایی با رژیم باتیستا»، «دیکتاتور کوبا از کشور فرار می‌کند»، «کجا، کوبا؟‌ همچنان که نفوذ سرخ‌ها گسترش می‌یابد بعضی از شرکت‌های آمریکایی کوبا را ترک می‌کنند و دیگران در جستجوی راه گریزند»، «به رهبری کاسترو کوبایی‌ها سرنوشتشان را در دست می‌گیرند» و «هجوم جلای وطن‌کرده‌های کوبایی به میایی».

۱۱ دیدگاه از دیدگاه‌های مندرج در کتاب هم در بخش دوم آن چاپ شده‌اند. این‌دیدگاه‌ها هم از این‌قرارند: «شکست باتیستا از انقلاب کاسترو غیرمنتظره نیست»، «بلوغ نیروهای شورشی در سیرامائسترا»، «بهره‌گیری از تبلیغات در پیروزی شورشیان نقش داشت»، «دهقانان قلب تپنده انقلاب کوبا»، «به انقلاب کوبا خیانت شد»، «مردم کوبا پیشران انقلاب بودند»، «بعضی عوامل استثنایی انقلاب کوبا»، «تاثیر کمونسیم کاسترو در سیاست خارجی»، «دولت کوبا مسئول دشمنی ایالات متحده با کوبا نیست»، «حمله به خلیج خوک‌ها از آغاز محکوم به شکست بود» و «مصرف‌گرایی دلیل اصلی موج مهاجرت کوبایی‌ها در سال ۱۹۸۰ است».

بخش سوم کتاب هم که دربرگیرنده «روایت‌های شخصی»‌ است، ۴ دیدگاه یا مقاله را با این‌عناوین شامل می‌شود: «خاطره یکی از رهبران شورشی از اولین پیروزی»، «افسر سیا جزئیات حمله به خلیج خوک‌ها را بازگو می‌کند»، «دختر یکی از مهاجران کوبایی از کوبا دیدن می‌کند» و «روزنامه‌نگاری شاهد لحظه پیروزی انقلاب کوباست».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

کارگران کشاورزی
از دید سیاسی، مهم‌ترین نکته‌ای که باید در مورد روستاییان کوبایی در نظر داشت این است که «اکثریت جمعیت غیرشهری کوبا را مزدبگیرها تشکیل می‌دهند.» بنا به آمار سال ۱۹۵۳ «جمعیت فعال اقتصادی» در کوبا ۱۹۷۲۲۶۶ نفر بود. از این تعداد ۲۲۱۹۳۹ نفر یا ۱۱/۳ درصد زمینداران و گله‌داران، و ۵۶۷۷۹۹ نفر یا ۲۸/۸ درصد کارگران کشاورزی روزمرد بودند. به عبارت دیگر، حدود ۴۰ درصد از کوبایی‌هایی که شغل پردرآمدی داشتند در بخش کشاورزی کار می‌کردند و در میان این‌گروه کارگران روزمرد تقریبا سه برابر زمینداران یا روستاییانی بودند که روی زمین‌های کشاورزی اجاره‌ای کار می‌کردند...

این‌کتاب با ۱۷۶ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۹۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...