شماره 402 ماهنامه جهان کتاب با یادی از شاهنامه‌پژوهی مهدی قریب و تازه‌های بازار کتاب منتشر شد و روی پیشخان مطبوعات آمد.

شماره 402 ماهنامه جهان کتاب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این شماره از ماهنامه مذکور با مطالبی با عنوان «ستاره سحری» از پرویز دوایی، «قسمت: نخستین و بزرگترین و دشوارترین درس گردآوری فرش» از سیروس پرهام و «نیم رخ» از مصطفی کاظمی شروع می‌شود.

از دیگر مطالب این شماره ماهنامه جهان کتاب می‌توان به «تحریفات ملی گرایانه و ملی گرایان مدرن» از پائولا اورساتی با ترجمه مهدی رحیم پور، «در بایستگی بازویرایی مناقب‌العارفین» از سیدمحمدحسین میرفخرایی، «کاری کارستان در زمینه فن دشوار نسب شناسی» از احمد کتابی، «نگاهی موشکافانه به برخی مسائل زبان» از فرخ امیر فریار، «دنیا همین است؛ دریا و رود و برکه» از مرضیه کهرانی، «یک روز با همزادهای بورخس» از سمیه سمساریلر، «با دیگر شازده حمام» از حسین مسرت، «درست مانند خود زمان» از نیما همتی، «نه شگفت و نه بی شکست» از میلاد خسروی و «حرف‌هایی درباره گلستان، شایگان و فوکو» اشاره کرد.

«تبلیغ و آمار» از مجدالدین کیوانی، «تاریخ ویرایش در ایران: تدوین و ویرایش پس از عصر صفوی» از عبدالحسین آذرنگ و مروارید رفوگران، «یادی از شاهنامه پژوهی مهدی قریب» از علیرضا خلیل پور، «از شعر کهن فارسی تا شعر مدرن آمریکایی» از کامیار عابدی، «کتاب‌هایی برای نجات نوجوانی» از مازیار اخوت، «در نشان کردن کتاب» از شاپور بهیان، «گای لسترنج» از هیو کندی هم از دیگر مطالب مندرج در این‌شماره ماهنامه مذکور هستند.

در ادامه مطالب این‌مجله، این‌مقالات به چاپ رسیده‌اند: «سیمنون در سایه مگره» از عباس آگاهی، «چیزهای شگفت آور: جهان‌های ایتالو کالوینو» از مروه امره با ترجمه سعید پزشک، «صداهایی که شنیده شد» از سیدعلی کاشفی خوانساری، «هزار و یک داستان» از زری نعیمی، «معرفی کوتاه، تازه‌های بازار کتاب» از فرح امیرفریار، «باقر مؤمنی و روزگار سپری شده‌اش» از محمدحسین خسروپناه و «درگذشتگان»

در بخشی از این شماره معرفی کوتاهی از کتاب‌های حکایت‌های کوچک، سفرنامه جیمز مونسریف بالفور، «نامه‌های مجتبی مینوی و ایرج افشار» و تاریخ خاص تنهایی انجام شده است. تازه‌های بازار کتاب با معرفی این‌کتاب‌ها هم از دیگر مطالب این‌شماره جهان کتاب است: پاتوق، انقلاب و استبداد؛ خاستگاه‌های خشونت آمیز اقتدارگرایی پایدار، آن گاه که از فهم جهان در می‌مانیم، تناقضات نابازیگری، زندگی یک سفر است، نگاهی به آرمان شهرهای سیاسی؛ داستانی درباره اندیشه.

شماره ۴۰۲ ماهنامه جهان کتاب ویژه آذر - دی ۱۴۰۲ با ۷۸ صفحه و بهای ۱۰۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...