«دیدار با چهره ها» (گفتگو با بیش از 100 چهره ادب و هنر) به کوشش لاله عالم و با مقدمه آیدین آغداشلو منتشر شد.

در این اثر گفتگو با افرادی چون محمود دولت‌آبادی، کامبیز درم بخش، آیدین آغداشلو، داود رشیدی، علی نصیریان، عزت الله انتظامی، لوریس چکناواریان، محمد اصفهانی، بهرام بیضایی، محمد صالح علاء، مجید اخشابی، منوچهر آتشی، سیروس الوند، کامبیز روشن روان و... به چشم می‌خورد.

گفتگوهای این کتاب شاعران، نویسندگان، خوانندگان و آهنگسازان، نقاشان، کارگردانان و سایر فعالان هنری را در بر می گیرد. برخی مصاحبه های کتاب به صورت گپ و گفت قبلا در روزنامه آسیا چاپ شده و بعضی ها هم برای این کتاب انجام شده است. حجم گفتگوها بسته به شخص مصاحبه شونده از دو تا 12 صفحه است.

آغداشلو در مقدمه کتاب نوشته است: آدمها عادت دارند وقتی از خودشان حرف می زنند از مهربانی و مراعات و تساهل هیچ کوتاهی نکنند و کم نگذارند و تصویری را بپردازند و ارائه کنند که مقبول و موجه و اسباب سربلندی باشد...

به گزارش مهر، "دیدار با چهره‌ها" (گفتگوهای لاله عالم با هنرمندان) در 375صفحه توسط نشر پوینده وارد بازار کتاب شده است.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...