چاپ تازه «سنجش خرد ناب» [Critique of Pure Reason (Kritik der reinen Vernunft)] اثر ایمانوئل کانت با ترجمه میرشمس‌الدین ادیب سلطانی منتشر شد.

سنجش خرد ناب» [Critique of Pure Reason (Kritik der reinen Vernunft)] اثر ایمانوئل کانت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، چاپ پنجم این کتاب در ۱۲۷۲ صفحه و با قیمت ۳۱۰ هزار تومان در قالب جلد گالینگور روکش‌دار و قطع وزیری از سوی انتشارات امیرکبیر عرضه شده است.

در معرفی این کتاب آمده است: کتاب «سنجش خرد ناب» نخستین کتاب از سه‌گانه فلسفه انتقادی کانت است که اولین‌بار در سال ۱۷۸۱ چاپ شد. این کتاب مهم‌ترین اثر کانت بوده و درباره ویژگی‌های عقل و توان آن در شناخت متافیزیک است. کانت در این کتاب به بررسی و تقسیم‌بندی مقولات شناخت و نیز بررسیِ محسوسات، ادراک و عقل محض در شناخت متافیزیکی پرداخته است.

منطق استعلایی در کتاب «سنجش خرد ناب» مبحثی است که در آن قواعد ذهنی پیشینی بررسی شده‌است. کانت منطق استعلایی خود را به دو بخش تحلیل و دیالکتیک استعلایی تقسیم کرده‌است. او از رشته راهنما استفاده می‌کند و می‌گوید که فاهمه یا درک، همان قوه حکم‌کننده‌ است که عملکردش همان مقوله‌ها هستند.

برخلاف «فیلسوفان قدیم» ارسطوئی و افلاطونی که همیشه مشغول تفکر در «موجودات جهان خارج» بودند؛ کانت و جان لاک، «پایه‌‏گذاران فلسفه جدید»، مشغول تامل درباره شناخت جهان درون و معرفت‌‏شناسی و انسان‏‌شناسی شدند. کانت همچنین نیز بسیاری از گفته‏‌های فیلسوفان قدیم را درباره افلاک و ماهیت «اجسام و اشیاء»، باطل اعلام کرده است و فلسفه قدیم مشاء و اشراق که پس از اشکالات فیلسوفان جدید و پیدایش علوم جدید و بطلان گفته‏‌های آنان به حال احتضار افتاده بود با پیدایش فلسفه کانت یک‌باره مُرد و به خاک سپرده شد.

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم: «این یک قانون طبیعی است که: هر آنچه رخ می‌دهد، علتی دارد؛ علیت این علت، یعنی کنش این علت، در زمان پیشتر می‌آید و در رابطه با معلولی که برخاسته است، نمی‌تواند همیشه بوده باشد، بلکه باید رخ داده باشد و بنابراین اندر میان پدیدارها همچنین علت خود را دارد که بدان وسیله به نوبه خود تعیین می‌شود و در پی آن همه رویدادها در یک سامان طبیعی آروینانه تعیین می‌گردند.»

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...