برشی از کتاب «سیاستگران دوره قاجار»


... شاه به آذربایجان سفر کرد و در تبریز مجلسی آراسته، سران سپاه و روسای عشایر و رجال را جمع کرد و از آنها برای «جنگ با روسیه» رای خواست. همه برای دلخوشی شاه و از روی بی‌خبری و خودنمایی به جنگ رای دادند و لاف و گزاف گفتند.
تنها کسی که در آن مجلس ساکت و مخالف جنگ بود، قائم مقام فراهانی بود. شاه ملتفت سکوت دانا شد و از وی رای خواست.

سیاستگران دوره قاجار خان ملک ساسانی

جواب شنید: مردی دبیر پیشه‌ام، «سران سپاه» بیش از من در اظهار عقیده صلاحیت دارند. شاه عذرش نپذیرفت و مجدانه رای خواست.
قائم مقام گفت: اعلیحضرت چه مبلغ مالیات می‌گیرند؟
شاه جواب داد: قریب به شش کرور.
قائم مقام گفت: دولت روس چه مبلغ مالیات می‌گیرد؟
شاه گفت: می‌شنوم ششصد کرور.

قائم مقام عرض کرد: به قانون حساب، کسی که شش کرور مالیات می‌گیرد، با کسی که ششصد کرور عایدات دارد از در جنگ در نمی‌آید.

سیاستگران دوره قاجار. خان ملک ساسانی. جلد دوم. صفحه 18. نشر بابک

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

روایت عریان رویارویی صدر است با مرگ... پیش از این با ایستادن در بالکن خانه مهرناز به دریا خیره می‌شدی، نفس‌های عمیق می‌کشیدی و از تماشای پهنه بی‌کرانش لذت می‌بردی. اما حالا بی‌تفاوت شده‌ای. نه به‌درستی طلوع خورشید را می‌بینی و نه غروبش را... خودنمایی یک تنهایی تمام‌نشدنی... زمان در تمام کتاب کند و سنگین می‌گذرد و می‌تواند مخاطب را در تجربه لحظات بحرانی با نویسنده همراه کند... حالا در لحظات مرگ سرخوشانه به زندگی آری می‌گوید ...
جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...