کتاب «ایران و دکن» نوشته کیلن اورتن از لحاظ تاریخی به روابط گسترده میان ایران و سلاطین دکن در هند طی یک دوره سیصد ساله می‌پردازد. الماس کوه نور از این منطقه به دست آمده است.

ایران و دکن» [Iran and the Deccan: Persianate Art, Culture, and Talent in Circulation, 1400-1700] نوشته کیلن اورتن [Keelan Overton]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «ایران و دکن» [Iran and the Deccan: Persianate Art, Culture, and Talent in Circulation, 1400-1700] نوشته کیلن اورتن [Keelan Overton] است که به زبان انگلیسی و در ۴۶۸ صفحه توسط انتشارات Indiana University Press در هند منتشر شده است. دکن تاریخ مهمی دارد. در سده‌های گذشته به بخش جنوبی شبه قاره هند در جنوب رودخانه نارمادا «دکن» گفته می‌شد و این قسمت سرزمین مستقلی به‌شمار می‌رفت و حتی نام هندوستان آن زمان در مقابل دکن استفاده می‌شد که به سایر سرزمین‌های شبه‌قاره اشاره داشت. ساکنان اولیه دکن، پیش از تهاجم آریایی‌ها در دومین هزاره پیش از میلاد، دراویدی‌ها بودند.

نخبگان، ادبا، شاعران، دولتمردان و هنرمندان ایران در اوایل قرن ۱۴ به دلایل مختلف به شبه قاره هند و به ویژه مرکز حکومت ایرانیان در هند که در منطقه دکن بود مهاجرت کردند. این نخبگان و فرهنگیان از آن قرن تا پایان اواخر قرن هفدهم میلادی که سلاطین اسلامی ایرانی در دکن حکمفرمایی می‌کردند، به صورت گسترده به فعالیت‌های مختلف اشتغال داشتند. نتیجه فعالیت‌های آنان ایجاد یک شبکه ارتباطی فرامنطقه‌ای قدرتمند ایرانی بود که شهرهای دور همچون شیراز، اصفهان، مشهد را به گلکندا پیوند می‌داد و باعث قدرتمند شدن حکومت ایران و حکومت سلاطین ایرانی در دکن شد.

گلکندا اکنون ویرانه و دژی باستانی در هندوستان است که در ۱۱ کیلومتری غربی شهر حیدرآباد واقع در ایالت آندرا پرادش قرار دارد. قلعه گلکندا روزگاری از شهرهای مشهور مشرق زمین و اطراف آن از مراکز اصلی تولید و تجارت الماس و سنگ‌های گرانبهای هند به‌شمار می‌رفت. الماس کوه نور که اینک بر تارک تاج سلطنتی انگلستان می‌درخشد در سال ۱۰۳۵ شمسی از همین ناحیه بدست آمد که در آن تاریخ ۷۸۷ قیراط وزن داشت. این الماس در دوره حاکمیت قطب‌شاهیان در این شهر، توسط میرزا محمد میر جمله وزیر مشهور ایرانی عبدالله قطب‌شاه به شاه‌جهان پادشاه گورکانی هند تقدیم شد و در آنجا ماند و در سال ۱۱۱۷ شمسی به دست نادر شاه رسید.

ساختار کتاب «ایران و دکن»
کتاب «ایران و دکن» در ۱۴ فصل تدوین شده است و از لحاظ تاریخی به روابط گسترده میان ایران و سلاطین دکن طی یک دوره سیصد ساله می‌پردازد. در ابتدای این اثر به عوامل مهاجرت گسترده بازرگانان، ادبا، شاعران و نخبگان ایران پرداخته شده و درباره این موضوع بحث می‌شود که برخی از عوامل داخلی و خارجی دست به دست هم می‌دهند تا این مهاجرت صورت پذیرد. نویسنده در مقدمه کتاب خود چنین نوشته است که بسیاری از فرهنگیان و نخبگان ایران همچون یوسف بیگ و... به خاطر دریافت بورسیه‌های تحصیلی و شرایط مناسب اقامت در جنوب شبه قاره هند و در منطقه دکن به این منطقه مهاجرت کردند و در همانجا ماندند.

عناوین فصول چهارده گانه کتاب به ترتیب از این قرار است: ۱. مقدمه‌ای بر تحریک ایرانیان و میانجیگری پارسیان، ۲. ایران و درهای ورود به دکن ۳. گلچینی از یوسف بیگ، عادل خان از تذکره الملوک رفیع الدین شیرازی ۴. غریبان در دکن، مهاجرت، تحریک نخبگان و ساختن و نساختن یک کشور در ابتدای مدرنیته ۵. دوره‌های پویایی در خود مدرنیته شدن و هنرهای قلم، ارتباطات صوفیسم و خوشنویسی در اواسط قرن پانزدهم میان شیراز و بیدر ۶. از ایران به دکن، انتقال معماری و مدرسه محمود قوام در بیدر ۷. نسخه خطی قرآن شماره ۱۰۶ به قلم عبدالقادر الحسینی شیرازی وقف حرم امام رضا (ع) توسط ابراهیم قطب شاه ۸. وقف نامه ابراهیم قطب شاه در نسخه خطی قرآن عبدالقادر ۹. ایمان و سرنوشت فالنامه خلیلی و هویت شیعیان در گلکندا دکن. ۱۰. نگاهی از خارج به روابط هند و ایران ۱۱. آلبوم کتابت خوش خط: اصالت و منشاء ۱۲. خلیل الله «پادشاه قلم»: کتاب سلطنتی و سفیر شاه عباس و ابراهیم عادل شاه دوم ۱۳. کانون جعل ادبیات داخلی: ترجمه و بازگویی‌ها از زبان فارسی ۱۴. درباره قهرمانان و تاریخ: پاسخگویی به شاهنامه در دکن.

نویسنده با قرار دادن دکن به عنوان محور فعالیت‌های تاریخی هند و ایران در ابتدای مدرنیته شدن جهان نشان می‌دهد که چگونه تحرکات تاریخی و دادن امتیازات و همچنین صنعت ترجمه می‌تواند زمینه‌های رشد را در یک سلسله تاریخی مهیا کند و این سلسه‌ها را به سوی موفقیت هدایت کند. وی در اثر خود از کتب زیادی عکس برداری کرده و آنها را در صفحات رنگی آورده است.

همچنین در این اثر از تحقیقات دیگر پژوهشگران تاریخ و هنر که در زمینه روابط ایران و هند در عصر صفویه تحقیق کرده‌اند، نیز استفاده شده است و نویسنده توانسته از مجموع آنها و با گزارشات میدانی و کتابخانه‌ای این اثر منحصر به فرد را به رشته تحریر درآورد.

نویسنده در فصل‌های دوم تا چهارم بر روی مسائل انسانی توجه خاص داشته است و با طرح پرسش‌هایی در مورد آنکه دلیل اصلی مهاجرت نخبگانی ایرانی چه بوده است؟ چگونه آنها هویت جدید را پیدا کرده و تعریف کرده‌اند؟ وی در پاسخ به این سوالات ابتدا تاریخ روابط میان قدرت‌های آن زمان همچون ایران، سلسله مغول‌ها (گورکانیان) در دهلی، سلسله قطب شاهیان و عادل شاهیان در دکن و اروپایی‌ها را مورد بررسی قرار داده است و به روابط این قدر‌ ها به صورت جداگانه پرداخته است.

دکتر کلین اورتن، تاریخ نگار هنر و معماری با تخصص ویژه هنر در کشورهای شرق آسیا است. او مدرک دکتری خود را به سال ۲۰۱۱ از دانشگاه کالیفرنیا و در رشته تاریخ هنرهای اسلامی دریافت کرد. اورتن به کشورهای مختلفی از جمله منطقه دکن هند، ایران، مراکش، اسکاتلند، ارمنستان و گرجستان با هدف تحقیقات و پژوهش پیرامون هنر و تاریخ هنر در کشورهای اسلامی سفر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...