ماریو بارگاس یوسا نویسنده پرویی کناره‌گیری خود از حزب مردمی اسپانیا و حمایت از حزب UPD (اتحاد، پیشرفت و دموکراسی) را رسما اعلام کرد.

یوسا که تاکنون عضو حزب مردمی - حزب محافظه کار اسپانیا - بود روز گذشته جدایی خود را از این حزب با انتشار کتابی تحت عنوان "سیاست معقولانه" اعلام کرد.

او در این باره آورده است: "من فکر می کنم انسان آزادی هستم. از نظر اقتصادی و دفاع از اتحاد اسپانیا نیز با حزب مردمی حسی مشترک دارم؛ ولی با مخالفتهای این حزب نسبت به برخی اندیشه‌ها مانند تشکیل دولت سکولار، جدایی دولت از کلیسا و تشکیل یک جامعه‌ی سکولار موافق نیستم."

به گزارش مهر به نقل از خبرگزاری اسپانیا، وی در ادامه نوشته است: "ما می‌توانیم با اقداماتی نو به پیشرفت کشور، رعایت حقوق بشر و ترویج آزادی کمک کنیم. بنابراین فکر می‌کنم نمی‌توانم نماینده حزبی باشم که چنین اقداماتی را رد می‌کند. من حتم دارم که خیلی‌ها هم مثل من فکر می‌کنند و به پیشرفت اسپانیا می‌اندیشند."

حزب "اتحاد، پیشرفت و دموکراسی" حزب نوپایی است که تعدادی از نویسندگان، فیلسوفان و جامعه‌شناسان اسپانیا سپتامبر سال گذشته آن را تاسیس کردند.

جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است... آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ ...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...