رمان «جاودانگان» اثر کلوئه بنجامین، نویسنده آمریکایی با ترجمه زهرا حسین تبریزی توسط انتشارات علمی راهی بازار کتاب شد.

به گزارش مهر، کلوئه بنجامین فقط دو رمان منتشر کرده اما با همین دو اثر توسط منتقدان و نویسندگان زیادی مورد تقدیر قرار گرفته است. کلوئه اصالتا اهل سانفرانسیسکو و فارغ التحصیل ادبیات از دانشگاه ویسکانسین است. رمان «آناتومی رویاها»ی او جایزه مهم ادنا فربر را از آن خود کرده است. «جاودانگان» تازه ترین اثر و محصول سال ۲۰۱۸ این نویسنده است که به دلیل داستان جذاب و پرکشش آن مدت‌ها درصدر پرفروش ترین رمان‌های آمریکا قرار داشت.

این رمان بهترین کتاب از نظر روزنامه واشنگتن پست و رادیو ان.پی.آر در سال ۲۰۱۸ بود. «جاودانگان» به بیش از سی زبان ترجمه شده است و اکنون ترجمه فارسی آن نیز در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

خلاصه داستان رمان «جاودانگان» به‌ این‌ترتیب است:

آگاهی از زمان مرگ چه‌ تاثیری بر روند زندگی شما خواهد گذاشت؟ سال ۱۹۶۹، در یک ساختمان استیجاری مخروبه و کثیف که در حاشیه‌ شرقی و فقیرنشین نیویورک واقع شده بود، زن فالگیر خانه‌ به ‌دوشی زندگی می‌کرد که ادعا می‌کرد می‌تواند تاریخ مرگ افراد را پیش‌بینی کند. چهار فرزند خانواده‌ گُلد برای شنیدن سرنوشت خود مخفیانه از خانه فرار کرده بودند تا زمان مرگ خود را از زبان آن زن کولی بشنوند. پیش‌بینی‌های زن فالگیر و آگاهی از روز مرگشان، زندگی هر یک را به شدت تحت تاثیر قرار داده بود و این چهار خواهر و برادر باید انتخاب می‌کردند که چگونه به زندگی خود ادامه دهند. اینکه باید با روز مرگشان کنار می‌آمدند و یا آن را نادیده‌ می‌گرفتند و یا اینکه با آن مبارزه می‌کردند؟ و اما در آخر، آیا موفق به تغییر سرنوشت و روز مرگ خود می‌شوند؟

این‌کتاب با ۳۶۹صفحه و قیمت 65 هزار تومان به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...