رمان «زمزمه کن اگر کلمات را نمیدانی» [Hum if you don't know the words] اثر بیانکا ماریس [Bianca Marais] منتشر شد.

زمزمه کن اگر کلمات را نمیدانی» [Hum if you don't know the words] اثر بیانکا ماریس [Bianca Marais]

به گزارش کتاب نیوز، «زمزمه کن اگر کلمات را نمیدانی» از تازه‌ترین آثار منتشر شده توسط انتشارات مهراندیش است که توسط مهدی گازر ترجمه شده است.

بیانکا ماریس (1976-) در دانشکده مطالعات مداوم دانشگاه تورنتو تدریس می کند. جایی که به او جایزه تعالی در تدریس برای نوشتن خلاق در سال 2021 اهدا شد.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

زندگی در سایه‌ی حکومت آپارتایدِ کشور آفریقای جنوبی محیط امنی را برای رابین کُنراد، دختر نُه‌ساله‌ی سفیدپوستی که به همراه والدینش در دهه‌ی 1970 میلادی در ژوهانسبورگ سکونت داشت، رقم زده بود. در همان کشور، ولی در دنیایی متفاوت، بیوتی اِمبالی، زنِ سیاه‌پوستِ خوسایی، در روستایی در سرزمین بانتوی ترَنْسکِی مشغول بزرگ کردن بچه‌هایش پس از مرگِ همسرش بود. زندگی رابین و بیوتی با دیوار بلندی از جدانژادی از هم منفک شده بود و آن دو هرگز یکدیگر را ندیده بودند … تا اینکه قیام سُوِتو که اعتراض دانش‌آموزان سیاه‌پوست علیه سیاست‌های حکومت آپارتاید و قوانین جدانژادی در جامعه‌شان بود، موجب قتلِ والدین رابین و مفقود شدن نُمسا دخترِ بیوتی می‌شود و ازاین‌پس، دست سرنوشت زندگی این دو قهرمان داستان را به هم گره می‌زند. کتاب زمزمه کن، اگر کلمات را نمی‌دانی که هم‌زمان از زبان رابین و بیوتی نقل می‌شود، داستانی جذاب، تأثیرگذار و به‌یادماندنی از عشق، زندگی، نژادپرستی، فداکاری و خانواده را روایت می‌کند.

«زمزمه کن اگر کلمات را نمیدانی» اثر بیانکا ماریس در 456 صفحه و قیمت 120 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...