رمان «زمزمه کن اگر کلمات را نمیدانی» [Hum if you don't know the words] اثر بیانکا ماریس [Bianca Marais] منتشر شد.

زمزمه کن اگر کلمات را نمیدانی» [Hum if you don't know the words] اثر بیانکا ماریس [Bianca Marais]

به گزارش کتاب نیوز، «زمزمه کن اگر کلمات را نمیدانی» از تازه‌ترین آثار منتشر شده توسط انتشارات مهراندیش است که توسط مهدی گازر ترجمه شده است.

بیانکا ماریس (1976-) در دانشکده مطالعات مداوم دانشگاه تورنتو تدریس می کند. جایی که به او جایزه تعالی در تدریس برای نوشتن خلاق در سال 2021 اهدا شد.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

زندگی در سایه‌ی حکومت آپارتایدِ کشور آفریقای جنوبی محیط امنی را برای رابین کُنراد، دختر نُه‌ساله‌ی سفیدپوستی که به همراه والدینش در دهه‌ی 1970 میلادی در ژوهانسبورگ سکونت داشت، رقم زده بود. در همان کشور، ولی در دنیایی متفاوت، بیوتی اِمبالی، زنِ سیاه‌پوستِ خوسایی، در روستایی در سرزمین بانتوی ترَنْسکِی مشغول بزرگ کردن بچه‌هایش پس از مرگِ همسرش بود. زندگی رابین و بیوتی با دیوار بلندی از جدانژادی از هم منفک شده بود و آن دو هرگز یکدیگر را ندیده بودند … تا اینکه قیام سُوِتو که اعتراض دانش‌آموزان سیاه‌پوست علیه سیاست‌های حکومت آپارتاید و قوانین جدانژادی در جامعه‌شان بود، موجب قتلِ والدین رابین و مفقود شدن نُمسا دخترِ بیوتی می‌شود و ازاین‌پس، دست سرنوشت زندگی این دو قهرمان داستان را به هم گره می‌زند. کتاب زمزمه کن، اگر کلمات را نمی‌دانی که هم‌زمان از زبان رابین و بیوتی نقل می‌شود، داستانی جذاب، تأثیرگذار و به‌یادماندنی از عشق، زندگی، نژادپرستی، فداکاری و خانواده را روایت می‌کند.

«زمزمه کن اگر کلمات را نمیدانی» اثر بیانکا ماریس در 456 صفحه و قیمت 120 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...