رمان «موسیقی شانس» اثر پل استر، نویسنده آمریکایی، با ترجمه خجسته کیهان چاپ و در کتاب‌فروشی‌ها توزیع شد.

به گزارش ایبنا، این کتاب از سوی نشر افق (ناشر سلسله آثار پل استر) منتشر شده است. این ناشر برای خرید امتیار و انتشار ترجمه فارسی کتاب «موسیقی شانس» مطابق با قانون بین‌المللی «حق انحصاری نشر اثر» با نویسنده کتاب به توافق رسیده است.

«موسیقی شانس» (با عنوان اصلی: The Music of Chance) در سال 1990 توسط استر نوشته شده و در سال 1993 دستمایه ساخت یک فیلم سینمایی به همین نام، با کارگردانی فیلیپ هاس قرار گرفته است.

نویسنده در این کتاب داستان زندگی فردی به نام «جیم ناش» را نقل می‌کند که پس از جدایی همسرش، در بزرگ کردن دختر دو ساله خود دچار مشکل می‌شود. ماجراهایی در زندگی ناش اتفاق می‌افتد و بازی سرنوشت او را به ناامیدی می‌کشاند. این شخصیت داستانی نوعی «شرارت» را در زندگی خود می‌یابد که بختش را به آتش کشیده و خشمی شعله‌ور را درون خود می‌یابد.

برخی از منتقدان این کتاب را رمانی «ابزورد» دانسته‌اند که بی معنایی زندگی غربی را تصویر می‌کند. این نویسنده در اکثر آثار خود زندگی امریکایی (و آنچه به زندگی نیویورکی موسوم است) را به بوته نقد می‌کشد.

«موسیقی شانس» در 298 صفحه، 9 فصل، با شمارگان 2000 نسخه و قیمت 6000 تومان منتشر شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...